تبليغاتX
گروه آموزشی مشاوره شهرستان گناباد

 

امام و خانواده ( قسمت دوم )

 

 

در قسمت قبل به چگونگي عملكرد امام ( ره ) در مورد ازدواج پرداختيم . اينك در ادامه مي خوانيم...

احترام به همسر

همسر امام كه سال ها در سايه اين آفتاب جهاني مي زيسته و صندوقچه

 اي از خاطرات و حوادث تلخ و شيرين زندگي امام را در سينه دارد؛ درباره

رفتار امام مي گويد:

"حضرت امام به من خيلي احترام مي گذاشتند و خيلي اهميت مي دادند.

 هيچ حرف بد يا زشتي به من نمي زدند... امام حتي دراوج عصبانيت هزگز

 بي اخترامي و اسائه ادب نمي كردند. هميشه در اتاق جاي بهتر را به من

 تعارف مي كردند."

به واقع احترام متقابل، اكسيري است كه زندگي خانوادگي را به كانون

سعادت و كاميابي مبدل مي سازد.اگر ارتباط همسران و رفتار و گفتار آنان با

 احترام و تكريم باشد، بهترين آموزشگاه ادب در خانه، اين دنياي كوچك،

ايجاد خواهد شد و در اين آموزشگاه ، فرزندان و انسان هاي فردا آموزش

خواهند ديد. احترام امام به همسرشان چنان مشهود بود كه همه اهل خانه

 به گونه اي صحنه هايي از آن را ترسيم كرده و در مورد رفتار كريمانه و

احترام آميز امام بسيار سخن گفته اند؛ از جمله دختر امام مي گويد:

" برخورد حضرت امام با همسرشان در عين صميمت و محبت بسيار

محترمانه بود. در تمام مسائل شخصي و خانوادگي نظر خانم محترم بود و

ايشان هيچ گونه دخالتي در امور داخلي منزل نداشتند."

احترام به سليقه هاي يكديگر يكي از بهترين شيوه هاي ايجاد تفاهم در

خانواده هاست. امام در زندگي خود از اين اخلاق نيكو بسيار استفاده مي

كردند. در احاديث و روايات نوراني ائمه (ع) نيز بحث اكرام و احترام به

همسربه عنوان يك اصل اساسي براي استحكام روابط خانوادگي مطرح

شده است. امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايد:

"مَن اَتَّخَذَ اِمرأة فـَليَكرمَها.، هر كس زني بگيرد، بايد او را احترام كند.

و نيز پيامبر گرامي اسلامي مي فرمايد:

"... اخذتموهنّ علي امانات الله ...، شماها زنان را به عنوان امانات الهي

گرفتيد."

پيامبر مي فرمايد:" آن قدر جبرئيل سفارش زنان را نمود، تا آن جا كه گمان

كردم براي شوهر جايز نيست به زنش اف بگويد".

احترام زن در اسلام به گونه اي تأكيدي مطرح شده است.

" زن از نظر اسلام ميهمان محترمي است كه از جنبه احترام، ميهمان است

و از جهت دخالت در امور زندگي، شريك صاحب خانه ( شوهر) و از نظر امور

 داخلي، مدير و سرپرست است."

در مورد مصاديق روايات ذكر شده با تأملي كوتاه در زندگاني امام مي بينيم

چگونه اين احاديث شريف مورد توجه قرار گرفته و تطبيق با عترت، زندگي

 ايشان را نوراني كرده است. همسر امام آن گاه كه از احترام امام به خود

سخن مي گويد، بيان مي كند:

" تا من نمي آمدم سرسفره، خوردن غذا را شروع نمي كردند. به بچه ها

هم مي گفتند، صبر كنيد تا خانم بيايد."

در همين زمينه دختر بزرگ ايشان مي گويد:" اگر بگويم كه در طول شصت

سال زندگي، زودتر از خانم دستشان توي سفره نرفت، دروغ نگفته ام. اگر

بگويم كوچك ترين توقعي از ايشان نداشتند، دروغ نگفته ام. حتي مي توانم

بگويم در طول شصت سال زندگي هيچ وقت يك ليوان آب هم از خانم

نخواستند."

احترام فراواني كه امام براي همسر خويش قائل بودند، جزء روش و منش

زندگي ايشان شده بود، به گونه اي كه حتي در تبعيد، آن جا كه

همسرشان همراه ايشان نبود، همواره نسبت به وضع خانواده دغدغه خاطر

 داشتند. اين مطلب را از نامه هاي آن بزرگوار به فرزندانش مي توان دريافت.

 امام  در نامه هايي به فرزند بزرگوارش، مصطفي، از تركيه (بورسا) چنين

مي نويسد:

"... لازم به تذكر نيست كه بايد با مادر و متعلقين با كمال مهرباني و عطوفت

 رفتار نماييد، مخصوصاً خدمت كنيد به مادر كه رضاي خداي تعالي در آن

است."

 

 

ميزان علاقه امام به خانواده و به ويژه همسر بزرگوارشان، در نامه ها و

سخنان و پندهايي كه به فرزندان خويش داشته اند، كاملاً مشخص و

مشهود است. علاقه امام به همسرشان تا آن جاست كه همسر ايشان

مي گويد:


" احترام مرا نگه مي داشتند و حتي حاضر نبودند كه من در خانه كار كنم.

هميشه مي گفتند: جارو نكن. و اگرمي خواستم لب حوض روسري بچه را

 بشويم، مي آمدند و مي گفتند: بلند شو، تو نبايد بشويي. من پشت

سرايشان اتاق را جارو مي كردم... يك روز وقتي ناهار تمام شد من

نشستم لب حوض تا ظرف ها را بشويم. ايشان همين كه ديدند من دارم

ظرف ها را مي شويم، به فريده، يكي از دخترها كه در منزل ما بود، گفتند:

فريده! بدو، خانم دارد ظرف مي شويد حتي وقتي وارد اتاق مي شدم، به

من نمي گفتند كه در را پشت سرم ببندم."

با توجه به تعاليم و دستورهاي دين مبين اسلام در روايات و آيات، انجام امور

خانه و به عبارت ديگر خانه داري، جزء وظايف واجب زن به شمار نمي آيد؛

حتي شيردادن به فرزند نيز بر زنان واجب نيست. انجام كارهاي مربوط به

خانه از سوي زن جنبه احسان و لطف دارد. اگر متون روايي را بررسي كنيم،

 مي بينيم خدمت زن در خانه مستحب است. چنان كه در "وسايل الشيعه"

بابي به عنوان " باب استحباب خدمة المراة زوجها في البّيت" وجود دارد. در

اين باب مي خوانيم:" زن صالحه از هزار مرد غير صالح بهتراست و هر زني

به مدت هفت روز در خانه به همسرش خدمت كند، خدا هفت در از درهاي

جهنم را بر او ببندد و هشت در از درهاي بهشت را بر او بگشايد و او از هر

دري كه خواست، وارد شود"، پس گر چه امور خانه وظيفه زن نيست، ولي

به قصد تقرب به خداوند متعال، وي در انجام آنها بايد كوشا بوده، با اخلاص،

 به امر خانه داري بپردازد.

در همين كتاب شريف آمده است:

" اگر بانويي با ظرف آبي همسرش را سيراب كند، به اندازه عبادت يك سال

كه روزها روزه باشد و شب ها در حال عبادت، به او خير عطا مي شود."

اكنون كه دانستيم اسلام در مورد "زن" و وظايف او چه ديدگاهي دارد، به

سيره عملي حضرت امام بر مي گرديم و مصداق بارز برخورد ديني و

اسلامي را بررسي مي كنيم.

حضرت امام هرگز از همسر خويش توقعي نداشتند و انجام امور منزل را

جزء  وظايف ايشان نمي دانستند و حتي از انجام برخي از امور خانه توسط

 همسر خود ممانعت كرده، به فرزندان خويش متذكر مي شدند كارها را

انجام دهند.

يكي از فرزندان امام مي گويد: " اگر روزي خانم غذا را تهيه مي كردند، هر

چقدر هم كه بد مي شد، كسي حق اعتراض نداشت و امام از آن غذا

تعريف مي كردند. خانم اگر كاري در خانه انجام مي دادند، حتي اگر

استكاني را جا به جا مي كردند و ما نشسته بوديم، امام با ناراحتي به ما

مي گفتند: شما نشسته ايد و خانم كار مي كنند!".

يكي از نتايج مهم و ارزشمند احترام به ديگران، آموزش و تعليم اخلاق نيكو

به ديگران و به ويژه كودكان است. آن گاه كه مرد در خانه به عنوان همسري

 و ظيفه شناس همواره همسر خود را مورد احترام قرار داده، در مقابل

فرزندان از زحمات وي سپاسگزاري كند و نيز زن، مقام همسر را در نظر

داشته، با او محترمانه و مهربانانه برخورد كند، فرزندان آن ها نيز، اين سجيه

اخلاقي را در زندگي خويش خواهند داشت.

در سخنان فرزندان امام اثر شگرف احترام و تكريم بسيار واضح و بارز است.

 فرزند امام مي گويد:" اگر ما دو سه نفري با هم نزد امام مي رفتيم و

صحبت مي كرديم امام مي فرمودند:

چرا اين جا نشسته ايد و مادرتان در آن حياط تنهاست؟ برويد پهلوي مادرتان

صحبت كنيد".

ابراز علاقه و محبت به همسر كه نماد بارز آن در احترام به او ظهور مي كند،

 فرزندان را نسبت به عظمت مادر آگاه كرده، آنان نيز برخوردي كريمانه و

محترمانه خواهند داشت. فرزند امام در جاي ديگر مي گويد:" ( امام )

هميشه خيلي به خانم احترام مي گذاشتند و خيلي به ايشان اظهار محبت

و علاقه مي كردند و مقيد بودند اين اظهار محبت و علاقه را جلوي ما

فرزندان علني كنند."23

يكي ديگر از فرزندان امام مي گويد:

" يك روز من ايستاده بودم و دخترهايم نشسته بودند. ايشان ( امام) با

ناراحتي گفتند:

بلند شويد، برويد، مادر شما جلوي شما ايستاده، چرا شما نشسته ايد،

بلند شويد از جايتان!"

احترام به مادر درمباني ديني ما بسيار مهم شمرده شده و بر آن تأكيد

فراوان شده است؛ به همين دليل پيشوايان ديني و رهبران مذهبي ما اين

نكات را در زندگي خود رعايت مي كردند. بر ماست كه به عنوان پيروان آنها

دنباله روي شيوه و منش آنها باشيم و رفتار آنها را سرلوحه ي زندگي خود

قرار دهيم.

+ نوشته شده توسط سرگروه در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 21:54 |

نگاه امام  ( ره )  به خانواده    ( قسمت اول )

آينه تاريخ، از آغاز آفرينش همواره قامت بزرگ مرداني را در سينه خود نگاه

داشته است كه خود، تاريخ ساز بودند. مرداني كه خورشيد بر نور وجودشان

 سر مي سايد و آسمان به پاسداشت عظمت آنان خاكبوس پايشان مي

شود.

مرداني كه نرمي صداي ملكوتي آنها گوش زمان را نوازش مي دهد و شعاع

 سيماي نوراني آنان روشنگر كوره راه هاي ابهام و ترديد است. مرداني كه

زندگي شان دفتري است گشوده براي پيمايش راه سعادت و پويش طريق

كمال؛ مرداني به وسعت همه تاريخ و به گستره ي همه حقيقت هاي

هستي.

آري، انسان هايي كه بر بلنداي بينش و بصيرت اند و به بيان نوراني قرآن

كريم:

" وَ عـَلي الاَعراف رِجال َيعرفون كلاً بِسيماهُم ؛ و بر اعراف ، مرداني اند كه

 هريك را از سيمايشان مي شناسند." اينان محك و ميزاني اند براي

شناخت انسان ها، و در سيماي نوراني و رفتار و گفتار الهي آنان همواره

 كاميابي و سعادت هويداست. پاي در راه شناخت آنها گذاشتن، به واقع،

 دست آدميان را به شبكه هاي ضريح هدايت رسانده، سعادت و سلامت

دنيا و آخرت را به ارمغان مي آورد.

آشنايي با مردان بزرگ تاريخ، اكسيري است كه وجود خاكي انسان ها را به

 طلاي ناب مبدّل مي سازد. اما در اين ميان تنها معرفت به انسان هاي

برجسته و فرهيخته راهگشاي ما نيست؛ كه عمل و تبعيت از رفتارها و

كردارهاي آنان نيز ضروري است. بي شك از جمله انسان هاي برجسته

تاريخ، امام خميني (ره) است، كه رهبر معظم انقلاب، اين انسان وارسته و

 انديشمند، در باره او مي گويد" فقط با اخلاص در گفتار و عمل مي توان راه

 امام را پيمود." به عبارت ديگر اگر گفتار و انديشه آدمي با عمل به رفتار او

همراه و عجين گردد، چونان كبوتري كه با دو بال سالم در دورترين نقطه

آسمان به پرواز در مي آيد، در بي كران معنويت و ملكوت سير خواهد كرد.

گذر از معبرهاي صعب العبور زندگي و پاي گذاشتن در وادي حق و حقيقت

 نياز به راهنما دارد.

طي اين مرحله بي همرهي خضر ظلماتست. " خـِضر" زمان و راهنماي

برجسته و خجسته دوران، حضرت امام خميني، زيباترين جلوه رفتاري را بر ما

 نمايانده است كه با اندك تأمل در زندگي اين بزرگوار مي توان به قله

انساني صعود كرد.

آن چه پيش روي داريد، پژوهشي است در سيره عملي و رفتاري حضرت

 امام در خانواده كه در سايه سار آشنايي با آن به يقين ، صحيفه اي نوراني

 و آيين نامه اي الهي فرا روي ما قرار مي دهد كه با بهره گيري از آنها مي

توانيم زمينه سلامت خانوادگي و سعادت و جاودانگي را براي خويش فراهم

 سازيم. اينك شما طالبان حقيقت را، به سراي پرمهر امام دعوت مي كنيم.

 

 

ازدواج، ملاك ها و ارزش ها

از آن رو كه اولين گام براي تشكيل خانواده اي سالم و سعادتمند، ازدواج

 است و در تحليل مسائل مربوط به خانواده، ملاك ها و معيارهاي صحيح در

ازدواج همواره مورد نظر بوده و هست؛ به سيره عملي امام در ازدواج مي

پردازيم. حضرت امام در مورد انتخاب همسر آينده خويش چنين مي گويد:

" من نمي خواهم از خمين همسر بگيرم، چون مي خواهم كفو خودم باشد.

 اگر خودم درس مي خوانم، مي خواهم همسري بگيرم كه هم فكر من

باشد. در نتيجه بايد از قم زن بگيرم و از خانواده روحاني و هم شأن خودم."

با اندك تامل و دقت در سخن حضرت امام در مي يابيم كه " كفويّت" و " هم

شأني"، در ازدواج شرط مهم و اساسي است و چون دامنه تعريف اين واژه

بسيار وسيع و گسترده است، افراد با ديدگاه هاي خاص خود آن را تفسير

مي كنند. در بسياري از مجتمع هاي آموزشي كه جوانان ما مشغول تحصيل

 اند و موقعيت هاي مناسبي براي ازدواج آنان فراهم مي گردد، با كمال

 تأسف مي بينيم به علت فهم نادرست از واژه " كفو" مبناي اصلي در

پذيرش خواستگاران بسيار متفاوت است و گاه با اين برداشت هاي اشتباه،

 زندگي را بر پايه هاي سست و ناپايدار بنا مي كنند.

به نظر مي رسد در جامعه كنوني ما براي واژه "كفو"، معاني زير در نظر

گرفته شده است:

الف) همشهري بودن عروس و داماد؛

ب) همدرس بودن يا وجود مدرك تحصيلي براي هر دو؛

ج) هم شأن بودن در ماديات و شغل پدران؛ به عبارت ديگر زندگي دختر و

پسر در يك سطح مادي باشد؛

د) هم شأن بودن از نظر زيبايي هاي ظاهري دو طرف و نزديك بودن سن

دختر و پسر؛

البته موارد ديگري نيز وجود دارد كه به علت رعايت اختصار از شرح آنها مي

 گذريم. اگر به منبع و سرچشمه اصلي اين تعاريف رجوع كنيم، جز نيك

انگاري هاي عرفي چيز ديگري نخواهيم ديد. آنان آن گاه كه در مقام استدلال

 بر مي آيند، مي گويند: فلاني با همسرش خيلي تفاوت سني داشت و

چنان شد يا اختلاف سطح زندگي مادي باعث جدايي در زندگي فلان فرد

 شد و...!

به راستي آيا بهتر نيست بگذاريم واژه هايي با اين عظمت را اهل علم ، و

خبره هاي زمان تفسير كنند، تا در دام قصه ها و داستان هاي مصنوعي

گرفتار نشده، به واقعيات جامعه رو آوريم؟! امام با توجه به اين سخن، "كفو"

 را اين گونه معنا مي كنند:

كفو و هم شأن هركسي آن است كه از نظر معنوي و اعتقادي با او در يك

سطح باشد، يا حداقل تفاوت كمتري داشته باشد. انساني كه شيفته علم

است، كفو او كسي است كه به علم احترام گذارد و طلب علم را دوست

 داشته باشد و از يك خانواده علمي و روحاني باشد. در واقع همشهري

بودن، هم شكل بودن و در يك سطح مادي قرار داشتن، به هيچ وجه منظور

امام نبوده است. اگر چه كم بودن اختلاف سني در ازدواج همواره مطرح بوده

 است، ولي حضرت امام كه خود در هنگام ازدواج 28 ساله بوده و همسر

بزرگوارشان در آن زمان15 سال بيشتر نداشته اند، در عمل، اين شرط را

خيلي اساسي ندانسته اند، زيرا در كنار اين اختلاف سني، نزديكي روحي و

 معنوي وجود داشته است كه تفاوت سني، تحت الشعاع آن قرارمي گيرد.

به نظر مي رسد امام پيام بزرگي براي نسل جوان ما دارد و آن اين است

كه :اگر انسان روح بلندي داشته باشد و افق فكري او وسيع بوده، بينش و

بصيرت حقيقي در وجود او باشد، به يقين موانع و شكاف هاي سطحي را

كنار زده، به سعادت واقعي دست خواهد يافت.

نكته ديگر كه در ازدواج مورد نظر امام بوده است، خانواده همسرآينده ايشان

 است.امام مي فرمايد:" مي خواهم از خانواده روحاني و هم شأن خودم

باشند." به واقع اين يك ارزش است، زيرا هر فردي پس از ازدواج با خانواده

همسر خويش معاشرت خواهد داشت و در اين ارتباط ها آنچه مي تواند

زمينه مناسب و شايسته اي براي حفظ حدود و حرمت ها و حتي استفاده

 از فرصت ها فراهم آورد، نزديك بودن افق فكري، معنوي و اعتقادي است.

حاصل كلام اين كه در ازدواج آن چه بيش از هر چيز مد نظر امام بوده، روح

انسان ها و معنويات و اعتقادات آن هاست. اصالت خانوادگي نيز در نظر

ايشان بسيار ارزشمند است.

يكي از فرزندان امام در همين زمينه مي گويد:

" خانم، ( همسرامام) تا كلاس نهم يعني سيكل، درس خوانده بودند كه به

 عقد ازدواج حضرت امام در آمدند، ولي در عين حال نزد امام درس عربي

مي خواندند و تا وقتي كه پنجمين فرزند را به دنيا آوردند، مشغول درس

خواندن نزد امام بودند." اين كار سترگ بر پايه هاي مستحكم همان

معيارهاي امام بنا شده است.

حضرت امام در زمينه كسب علم براي بانوان قدم هاي بسيار مهمي

برداشته است و به واقع ، حقوق فراموش شده زن را كه 1400 سال پيش

توسط رسول رحمت، حضرت محمد(ص)، احيا شده بود، در قرن بيستم با

روشنگري و روشن بيني بار ديگر به زن باز گرداند.

امام در مورد انتخاب همسر براي فرزندان خود همواره برخانواده تأكيد فراوان

داشته، مي گفتند:

" خانواده ها بايد هم مسلك باشند، سنخيت داشته باشند و مؤمن و متعهد

باشند."

البته به گفته فرزندانشان در ازدواج آنان، رضايت دختر يا پسر شرط بود و در

صورتي كه دختر ايشان علي رغم تأييد صلاحيت داماد ، خواستگاري وي را

رد مي كرد، امام نيز رد مي كردند.

اكنون كه با چگونگي انتخاب همسر از منظر امام آگاه شديم، چند نكته

ضروري را كه از پيامدهاي انتخاب و ازدواج است، فهرست وار مطرح مي

كنيم. يكي از مسائل مهم پس از خواستگاري، برپايي مراسم عقد و

عروسي و ديگر مسائل مربوط به آن است.

فرزند امام دراين باره مي گويد:" در مراسم ازدواج فرزندانشان، هم عقد مي

گرفتند و هم عروسي. البته خيلي مختصر و معمولي. نسبت به نوه هايشان

 چون بعد از انقلاب بود، خيلي ساده برگزار مي كردند."

با توجه به اين كه اسلام ديني همه جانبه بوده، هرگز به مسائل، نگرش يك

سويه ندارد، دستورها و تعاليم اسلامي همواره به گونه اي متعادل و مطابق

 با فطرت وعقل بشري وضع شده است و همان گونه كه مكتب ما براي

مسائل اخروي و معنوي اهميت فراواني قايل است؛ امور دنيوي را هم در

صورتي كه ضايع كننده آخرت نباشد، مورد نظر قرار داده ،  شادكامي و

سعادت دنيوي و اخروي را با هم عجين كرده است.

سيره عملي امام درباره جشن ازدواج فرزندانشان ، با موازين ديني مطابقت

 كامل داشت . نكته قابل توجه اين است كه هم از تحجّر و مقدس مآبي، و

هم از تجملات واسراف، پرهيز كرده و اين امر الهي را به بهترين صورت انجام

 داده اند. اقتضاي زمان و توجه به مشكلات اقتصادي جامعه از دور انديشي

 ها و واقع نگري هاي اين بزرگمرد الهي است كه هماره براي نسل هاي

امروز و فردا به عنوان الگويي كامل خواهد بود. در تهيه جهيزيه نيز امام

همواره تعادل و شأن را در نظر مي گرفتند.

 

 

خانواده، بنياني آسماني

اكنون كه گام نخست در تشكيل خانواده، مورد بررسي قرار گرفت، به سيره

عملي امام درباره افراد خانواده مي پردازيم و به عنوان مقدمه، بخشي از

سخنان آسماني اين مرد الهي را در باره اهميت خانواده از نظر گذرانده،

سپس به برخوردهاي شخصي و جزئي او مي پردازيم، تا از سفره هدايتش

توشه اي برگيريم.

همسر شهيد محلاتي به نقل از همسر بزرگوارخود مي گويد:

"... امروز حضرت امام در درس فرمودند كه طلبه هاي متأهل نبايد شب ها

مطالعه كنند، بلكه شب ها را به رسيدن به امور منزل و رسيدگي به زن و

فرزند گذرانده، سحرها را به مطالعه اختصاص دهند."

توجه فراوان امام به حقوق زن و فرزند در اين نكته اخلاقي كاملاً هويداست.

 قداست خانواده از ديدگاه ايشان در جاي جاي زندگي خانوادگي و نصايح

ايشان به ديگران بسيار قابل تحسين است. امام در وصيت نامه خود به

يادگار خويش مي نويسد:

"... حقوق بسيار مادرها را نه مي توان شمرد و نه مي توان به حق ادا كرد.

 يك شب مادر نسبت به فرزندش از سال ها عمر پدر متعهد، ارزنده تر

است."

و نيز در جاي ديگر مي فرمايد:

" و به احمد، پسرم، وصيت مي كنم كه با ارحام و اقرباي خود خصوصاً

خواهران و برادر و خواهرزادگان با مهر و محبت و صلح و صفا و ايثار و مراعات

 رفتار كند و به همه فرزندانم وصيت مي كنم كه باهم يكدل و يك جهت

باشند."

سخنان و آموزه هاي گفتاري حضرت امام درباره خانواده فراوان است و

پرداختن به آنها نياز به زمان بيشتري دارد. و از آن رو كه ما به بررسي شيوه

 هاي عملي و رفتاري در زندگي ايشان مي پردازيم، از نقل سخنان امام

صرف نظر كرده، سيره هاي عملي ايشان را در اين مورد بيان مي كنيم.

هسته اصلي هر خانواده را مرد و زن تشكيل مي دهند و براي دستيابي به

 گوهرهايي كه در صدف وجود حضرت امام بوده است، بايد به مقام همسر و

 زن در ديدگاه ايشان توجه كرده، رفتارهاي اين اسوه الهي را به عنوان

الگويي از انسان كامل در افق پايين تر از معصوم به جهانيان ارائه داد.

منبع : مجله پيوند

 

+ نوشته شده توسط سرگروه در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت 20:21 |

 

خنده عوارض بيماري را تا 95 درصد كاهش ميدهد

 

يافته‌هاي محققان آمريكايي اين ضرب‌المثل ايراني را كه خنده بر هر

 

درد بي درمان دواست، تاييد مي‌كند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اينترنتي تلگراف

 

يافته‌هاي جديد محققان دانشگاه مري لند آمريكا نشان مي‌دهد

 

كه شادي و خنده در 95 درصد موارد باعث كاهش بيماري و

 

ناراحتي‌هاي افراد مي‌گردد.

يافته‌هاي اين محققان كه به دانشكده‌ پزشكي و داروي دانشگاه

 

مري لند وابسته هستند نشان مي‌دهد كه اثر خنده در وضعيت

 

گردش خون افراد 12 تا 24 ساعت باقي مي‌ماند و دكتر مايكل

 

ميلر تيس اين تيم تحقيقاتي در اين باره مي‌گويد: خنده و شادي بر

 

بيماران قلبي نيز اثر بسيار مثبتي دارد.

يافته‌هاي قابل توجه محققان دانشگاه مريلند باعث شده است كه

 

محققان دانشگاه كاليفرنيا نيز به اين فكر بيافتند كه آثار خنده را بر

 

بيماري سرطان و ايدز در كودكان 7 تا 14 ساله مورد بررسي قرار

 

دهند. اين محققان معتقدند كه اثر خنده بر بهبود وضعيت بيماران

 

ايدز و سرطاني بالاي 14 سال نيازي به بررسي ندارد و كاملاً

 

آشكار است.

+ نوشته شده توسط سرگروه در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 21:42 |

به بهانه هفته مبا رزه باايدز

 

(16_10 آذرماه )

 

 

اطلا عات عملي در باره AIDS و  HIV

 

·   عفونت اچ آي وي ايدز نيست .بيماران مبتلا به ايدز مبتلا به اچ آي وي هستند .اما تنها درصدي از آنهايي كه عفونت اچ آي وي دارند مبتلا به ايدز مي باشند .

·   مقاربت چه به صورت واژينال ويا مقعدي مهمترين راه انتقال اچ آي وي است .هيچ نوع وسيله جلو گيري كننده به جز كاندم از انتقال اچ آي وي جلو گيري نمي كند .

·   شرايط خاص ، بخصوص ديگر بيماري هاي مقاربتي ممكن است پيشرفت عفونت ا چ آي وي به سمت ايدز را تسريع كند .

·   احتمال انتقال عفونت اچ اي وي از زن حامله به جنين در حدود 1 نفر از 3 نفر بوده واحتمال زياد ميرود كه زن حامله مبتلا به ايدز با مشكلاتي در حاملگي روبرو گردد .

·   افراد مبتلا به عفونت ايدز هيچگاه نبايد مايعات بدن مثل(خون ،مني يا شير)يا اعضاي بدن خود را اهداء نمايند .

·   افراد مبتلا به اچ اي وي هيچگاه نبايد از سرنگ و سرسوزن ويا وسايل ديگر خراش دهنده پوست بصورت مشترك با ديگران استفاده كنند . افراد مبتلا به عفونت اچ اي وي بايد از خال كوبي يا هر عمل تهاجمي جراحي و شيوع دهنده پرهيز كنند مگر از سترون سازي قبل وبعد از عمل مطمئن شوند .

·   به كساني كه مو ا د مخدر تزريقي استفاده مي كنند وقادر به عدم استفاده از مواد مخدر نيستند بايد گفته شود كه از چه محلي سر سوزنها و سر سرنگها ي استريل را تهيه كنند در صورت امكان ويا از چگو نگي ضد عفوني كردن وسايل مربوط به تزريق توسط ضد عفوني كننده ها آگاه شوند . بعضي كشورها وشهر ها برنامه هاي منظم مبادله سوزن وسرنگ دارند .

·   افراد با عفونت اچ اي وي نبايد در مسواك ،تيغ ريش تراشي و وسايل ديگري كه ممكن است به خون آلوده گردد،با ديگري شريك شوند هر چند خطر انتقال از اين طريق بسيار كم است . فعاليتهاي زير در انتقال عفونت اچ آي وي بي تا ثير مي باشند : تماسهاي اجتماعي ،اشتراك ظرف وقاشق وچنگال ، اقامت در اتاق مشترك ، شنا در استخر واستفاده مشترك از دستشويي .

باتشكر از همكار گرامي آقاي حسن يدالهي مشاور پيش دانشگاهي

 ابن سينا وانصارالحسين كه اين مطلب را گرد آوري نمودند.

+ نوشته شده توسط سرگروه در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 21:40 |

عوامل تقويت استحکام خانواده از منظر اهل بيت( ع )

        جايگاه خانواده

هدف اساسى دين اسلام ، تربيت انسان‏ها و تامين سعادت بشر در تمام ابعاد وجودي ، در تمام مراحل زندگى است. پيامبران الهى به ويژه پيامبر اسلام‏ (ص) ، براى اين هدف مقدس مبعوث شده و در اين راه نهايت‏ سعى خود را مبذول نموده‏ اند و در انجام اين ماموريت ، ‏به نيازها ، ويژگى‏ها و علايق فطرى بشر به عنوان يك اصل مسلم توجه فراوان داشتند. به همين جهت دستورات تربيتى اسلام و فرهنگ حيات بخش اهل بيت‏( ع ) ، دقيقا در راستاى پرورش فطرى انسان‏ها ، تدوين شده است. خداوند متعال براى تربيت افراد بشر ، كانون پر مهر خانواده را بهترين محيط تربيتى انسان قرار داده است. در اين مقاله به بررسى راههاى تقويت عواطف اعضاى خانواده ، در پرتو سيره و سخنان اهل بيت (ع) مى ‏پردازيم.

راههاى تقويت عواطف در خانواده

1 - گفت و گوهاى محبت‏ آميز:

يكى از راههاى استحكام بنيان خانواده ، توجه به ارتباط كلامى است. سخنان عاطفى و بهره‏ گيرى از كلمات دلنشين و خطاب‏هاى شايسته و محبت‏ آميز ، مخاطب را جذب مى‏كند. خواسته يا ناخواسته از گوينده راضى شده ، و در دلش نوعى احساس محبت نسبت‏ به او ايجاد مى‏شود.

اگر در خانواده‏اى مرد يا زني با عبارات زيبا و دلپذير همسرش را صدا كند ، علاوه بر اين كه به فرزندان چگونه سخن گفتن را مى‏آموزد ، در قلب او جايگاه ويژه‏اى خواهد يافت. اميرمؤمنان (ع ) مى‏فرمايد: « اجملوا فى الخطاب تسمعوا جميل الجواب(1) ، زيبا سخن بگوييد تا سخن زيبا بشنويد.»

خطاب‏هاى ملاطفت ‏آميز و دلربا ، روح را نوازش داده و همسر را تحت تاثير قرار مى‏دهد. بعضى از عبارات ، آن قدر زيبا هستند كه هرگز تا آخر عمر فراموش نمى ‏شوند.

رسول گرامى اسلام (ص) با توجه به اين نكته فرمودند: « قول الرجل للمراة انى احبك لا يذهب من قلبها ابدا. (2) مردى كه به زنش بگويد: من ترا دوست دارم ، [اثر اين سخن] هرگز از دل زن بيرون نمى ‏رود.» اساسا مرد و زن مسلمان بايد زبان خويش را به سخن نيك عادت دهند ، زيرا انسان فطرتا از عبارت‏هاى جذاب و پرمهر استقبال مى‏كند و نسبت‏ به انسان‏هاى نيكو سخن ، در دل احساس محبت مى‏نمايد.

2 - صدا كردن با بهترين نام :

صدا كردن همسر با نامى كه بيشتر دوست دارد ، در ايجاد انس و الفت در ميان زوجين تاثير به سزايى خواهد داشت. پيامبر گرامى اسلام ( ص ) توصيه فرموده اند كه براى افزايش مهر و صفا در ميان مسلمانان ، همديگر را با نام زيبا و محترمانه صدا بزنند: «ثلاث يضفين ود المرء لاخيه المسلم يلقاه بالبشر اذا لقيه و يوسع له فى المجلس اذا جلس اليه و يدعوه باحب الاسماء اليه; (6) سه چيز دوستى و محبت‏ بين دو مسلمان را افزايش داده [و صفا و صميميت را در ميان آن‏ها تقويت مى‏كند.] 1. هنگام ملاقات ، با خوشرويى و چهره‏اى گشاده برخورد كند. 2. اگر مى‏خواهد در كنار او بنشيند برايش جا باز كند. 3. به بهترين نامى كه دوست دارد او را صدا بزند.»

3 - سلام كردن به همديگر :

طبق آموزش‏هاى اسلام ، سلام كردن با صداى رسا و واضح و با آهنگى عاطفى و جذاب موجب تقويت روابط بين زن و شوهر خواهد شد. سلام با لحنى عاطفى ، كينه‏ ها را از بين برده ، روحيه را تقويت كرده و دل‏ها را به هم نزديك مى‏نمايد. سلام دادن به جمع خانواده و به ويژه زن و شوهر به يكديگر ، نشاط آور و فرح ‏بخش است.

امام صادق عليه السلام فرمود: «يسلم الرجل اذا دخل على اهله(3) ; وقتى شوهر به خانه وارد مى‏شود ، بايد به اعضاى خانواده (به ويژه همسرش) سلام كند.»

4 - اظهار علاقه و ابراز محبت :

زوج جوانى كه با هم پيمان زناشويى مى‏بندند ، معمولا بر مبناى علاقه درونى و عشق پاكى است كه به يكديگر دارند. اما آنچه كه در اسلام تاكيد شده ، بنيان خانواده را تقويت مى‏كند و محبت و الفت را ميان زوج جوان افزايش مى‏دهد ، اظهار و ابراز آن است.

امام صادق‏ عليه السلام مى‏فرمايد: «اذا احببت رجلا فاخبره بذلك فانه اثبت للمودة بينكما; (4) هرگاه شخصى را دوست داشتى ، دوستى خود را به او اعلام كن ، زيرا اين عمل انس و الفت را بين شما پايدارتر مى‏كند.»

5 - دلجويى ، استقبال ، بدرقه :

خانواده براي انسان كانون آرامش و راحتى است. مردى كه بيرون از منزل با انواع مشكلات درگير است و با ناملايمات فراوانى برخورد مى‏كند ، دوست دارد هنگام برگشت ‏به خانه كسى از او دلجوئى كند ، حرف دلش را بشنود و با سخنان آرام بخش خود ، مرهم دردهاى انباشته دل او باشد. دلش مى‏خواهد هنگامى كه در منزل را باز مى‏كند ، كسى با چهره‏اى گشاده ، لبى خندان و لحنى عاطفى از او استقبال نموده و آنچه را كه در دست دارد ، با تكريم از او تحويل بگيرد و اين فرد جز همسر صالح و مهربان او فرد ديگرى نخواهد بود. در اين صورت چنين زنى از دوستان خدا بوده و پاداش بزرگى خواهد داشت.

 مردى به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده و عرضه داشت: « يا رسول ‏الله! من همسرى دارم كه هرگاه وارد خانه شوم به استقبالم مى‏آيد و چون مى‏خواهم از منزل بيرون روم مرا بدرقه مى‏كند. هر گاه مرا اندوهگين ببيند مى‏گويد: چه چيز تو را اندوهگين كرده؟ اگر براى مخارج زندگى ‏ات ناراحتى ، مطمئن باش كه ديگرى (خداوند) عهده ‏دار آن است و اگر براى آخرت [و گرفتارى‏هاى قبر و قيامت] غصه مى‏خورى ، خداوند اندوهت را زياد كند. (و بايد چنين باشى.) رسول خدا (ص) فرمودند: خداوند [در روى زمين] كارگزارانى دارد و اين زن يكى از آن‏ها است. براى او نصف پاداش شهيد مى‏باشد.» (5)

على ( ع ) در مورد بانوى بانوان و همسر نمونه تاريخ مى‏فرمايد: « به خدا سوگند بعد از ازدواج با فاطمه‏ (س) بر او خشمگين نشدم و او را به كارى مجبور نكردم . و او مرا ناراحت نكرد و هيچگاه با من مخالفت ننمود ، وقتي به او نگاه مى‏كردم تمام غم و اندوه‏هاى دلم برطرف مى‏شد.»(6)

6 - همدلى در انتخاب نوع غذا :

هماهنگى و همدلى در انتخاب نوع غذا از جمله عواملى است كه ارتباط زن و شوهر را تقويت كرده و بنيان خانواده را استحكام مى‏بخشد. اگر زوجين در مساله غذا و خوراك تفاهم داشته باشند و شرايط همديگر را مراعات كنند ، بسيارى از مشكلات و اختلافات خانواده‏ها حل مى‏شود. اگر مرد غذايى را دوست دارد وانتظار دارد كه در منزلش تهيه شود ، مى‏تواند علاوه بر اين كه لوازم مورد نياز را تهيه مى‏كند ، همسر خويش را از آن آگاه سازد. ولى اگر براى او فرقى نمى‏كند ، كه معمولا هم شوهران مسلمان و متعهد چنين اند و در مورد غذاى روزانه خويش سخت‏گيرى و موشكافى نمى‏كنند ، در اين صورت از غذاى تهيه شده استفاده كرده و با كمال متانت و بزرگوارى از همسر هنرمند خويش قدردانى و تشكر مى‏نمايد و با بهانه‏ هاى مختلف زحمات وى را ناديده نمى‏گيرد. رسول اكرم (ص) فرمود: «المؤمن ياكل بشهوة عياله والمنافق ياكل اهله بشهوته; (7) انسان با ايمان ، مطابق ميل و خواسته عيالش غذا مى‏خورد و خانواده انسان منافق ، مطابق ميل و خواسته وى غذا مى‏خورند.»

در سيره و روش (ص) آمده است كه آن حضرت هيچگاه در مورد انتخاب نوع غذا سختگيرى نمى‏كرد و با خانواده‏اش همراه مى‏شد: « رسول خدا (ص) از هر نوع غذا مى‏خوردند و غذايى كه خداوند برايش حلال نموده بود ،‏ به همراه خانواده و خدمتگزارشان تناول مى‏كردند(8)

در جاي ديگر پيامبر خدا (ص) فرمودند: «خير نسائكم الطيبة الطعام; (9) بهترين زنان شما زنى است كه غذاى پاكيزه و دلپسند درست كند.»

7 - فراهم نمودن مخارج خانواده :

مرد به عنوان مدير خانواده ، مسؤوليت فراهم كردن وسائل مورد نياز از قبيل خوراک و پوشاک و... اعضاى خانواده را عهده دارد. در اين مورد اگر مردان با ايمان وظيفه خويش را در مورد به دست آوردن روزى حلال و پاكيزه به خوبى ‏انجام دهند ، مقامي بس بلند ، در پيشگاه خداوند متعال كسب خواهند نمود.

امام باقر (ع ) فرمودند: «من طلب الرزق فى الدنيا استعفافا عن الناس و سعيا على اهله و تعطفا على جاره لقى الله عزوجل يوم القيامة و وجهه مثل القمر ليلة البدر; (10) هر كس در دنيا به دنبال روزى حلال برود ، به قصد اين كه نيازمند و محتاج ديگران نباشد و مخارج زن و فرزندش را تامين نمايد و به همسايه‏ ها [و همنوعان مستمند خود] يارى رساند ، چنين فردى در روز قيامت ‏با سيمايى [نورانى] مانند ماه شب چهارده با خداوند ملاقات خواهد كرد.» و امام صادق (ع ) نيز فرمودند: « الكاد على عياله من حلال كالمجاهد فى سبيل‏الله; (11) مرد تلاشگرى كه براى تهيه روزى حلال و مشروع براى خانواده‏اش مى‏كوشد ، مانند مجاهدى است كه در راه خدا جهاد مى‏كند.» امام رضا عليه السلام نيز فرمودند: « كسى كه از فضل و عنايت پروردگار به دنبال روزى حلال مى‏رود به اندازه‏اى كه مخارج خانواده خود را تامين كند ، از رزمنده‏اى كه در راه خداوند متعال جهاد مى‏كند پاداش افزونترى دارد.» (12)

8 - هديه دادن به همسر :

احترام به شخصيت افراد ، در وجود آنان عشق و محبت مى‏آفريند. هديه دادن نوعى احترام به طرف مقابل محسوب مى‏شود و انسانى كه هديه را مى‏گيرد بى‏اختيار و از روى فطرت خدادادى خويش ، مهر و محبت هديه دهنده را در دل خود جاى مى‏دهد. اين نكته در روابط زناشويى از اهميت ‏خاصى برخوردار است و عامل مهمى در ايجاد انس و الفت و هم گرايى نسبت ‏به زن و مرد به شمار مى‏رود .

پى‏نوشت‏ها:

1) غررالحكم، ص 436.

2) وسائل الشيعه، ج 20، ص 23.

3) بحارالانوار، ج 76، ص 2.

4) اصول كافى، ج 2، ص 644.

5) وسائل الشيعه، ج 20، ص 32.

6) مناقب خوارزمى، ص 354.

7) جامع‏السعادات، ج 2، ص 145.

8) مكارم الاخلاق طبرس، ص 26.

9) الكافى، ج 5، ص 325.

10) التحفة السنية جزايرى، ص 227.

11) من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 124.

12) الكافى، ج 5، ص 88.

+ نوشته شده توسط سرگروه در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 22:13 |
 

همكاران محترم بويژه مشاورين عزيز  سلام وخسته نباشيد

ازاينكه مطالب ما را مي خوانيد ونظر مي دهيد متشكريم !!!!

با راه اندازي ستون  معرفي ابتكارات وطرحهاي مدارس بانام خودشان  موافقيد يانه  ؟

منتظر نظر ات وطرحهاوابتكارات شما هستيم .

+ نوشته شده توسط سرگروه در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 21:41 |
روان شناسی بلوغ به بررسی تغییرات و ویژگیهای مربوط به بلوغ در جنبه‌های مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی می‌پردازد و فرآیند بلوغ را به عنوان پدیده مهم در انتقال از کودکی به بزرگسالی مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.

تاریخچه روان شناسی بلوغ

در مطالعه تغییرات مربوط به بلوغ "ارسطو" تغییرات خاص از بلوغ جنسی را شرح داده و همچنین به تغییرات روانی همزمان با این تغییرات اشاره کرده است. "ژان" "ژاک" "روسو" در قطعه‌ای از خطابه مدیحه سن برنارد به بوسوئه و همچنین در کتاب چهارم امیل از اسرار دوران بلوغ که آن را تولد ثانوی نامیده است، بحث می‌نماید. اولین مقاله معتبر و علمی در رابطه با بلوغ توسط برنمایم در سال 1891 منتشر شد و بالاخره با پژوهشهای گسترده استانلی هال به عنوان پدر روان شناسی بلوغ (نوجوانی) این مطالعات وارد حیطه روانشناسی شد.

مباحث مورد بحث در روان شناسی بلوغ

مفهوم بلوغ و تفاوت آن با نوجوانی

بررسی و تعییم مفهوم بلوغ از طرف روان شناسان بلوغ و صاحب نظران سایر حوزه‌های مورد بررسی قرار گرفته است. اکثریت قریب به اتفاق صاحب نظران در مورد واژه‌های بلوغ و نوجوانی توافق ندارند و معمولا پیدا کران نظریه‌ای مشترک بین آنها کار دشواری است. عمدتا توجه به تغییرات جنسی در اکثریت تعاریف مورد تاکید بوده است و بلوغ را مرحله شروع تغییرات جسمی و جنسی دانسته‌اند که در آغاز نوجوانی اتفاق می‌افتد.

ویژگیهای بلوغ ، مراحل بلوغ ، انواع بلوغ ، سن بلوغ ، معیار بلوغ ، علل بلوغ

از دیگر مباحث مورد بحث در روان شناسی بلوغ است که توسط روان شناسان بلوغ مورد بررسی قرار گرفته و نظریاتی ارائه شده است.

عوامل موثر در بلوغ

در این مقوله روان شناسی بلوغ تاثیر عواملی چون عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، زمان ، عوامل عصبی و هورمونی را مورد بررسی قرار می‌دهد. نظریات ارائه شده در این مقوله با انجام پژوهشها و تحقیقات اجتماعی ، زیستی و ... در جوامع مختلف بدست می‌آید.

بررسی آگاهی از تغییرات بلوغ و بازتاب آنها در شخصیت

از مقوله‌های مهم و مورد علاقه روان شناسی بلوغ است. توجه به نگرانیهای ناشی بویژه بلوغ جنسی و هموارسازی طی این مسیر برای نوجوان از دیدگاه روان شناسی نوجوانی حائز اهمیت است.

ارتباط روان شناسی بلوغ با سایر حوزه‌های علمی

از آنجائیکه بلوغ به عنوان یک مفهوم کلی و گسترده جنبه‌های مختلفی از رشد را شامل می‌شود مثل بلوغ جنسی و جسمی ، بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی ، بلوغ اقتصادی و .... روان شناسی بلوغ علاوه بر ارتباط تنگاتنگ و عمیق خود با سایر حوزه‌های روان شناسی همچون روان شناسی رشد ، روان شناسی شخصیت ، روان شناسی بالینی و مشاوره با دیگر شاخه‌های علمی نیز ارتباط گسترده‌ای دارد.

در بررسی ویژگیهای بلوغ اجتماعی و تغییرات خاص از آن در زندگی نوجوان روان شناسی بلوغ عمدتا از علوم اجتماعی و نظریات و مباحث موجود در این شاخه سلاحی جوید. در پیوند بین روان شناسی بلوغ و علوم اجتماعی پرسشهایی چون یک جامعه چه استنباطی از بلوغ دارد، چه نقشی برای فردی که دوران بلوغ را سپری می‌کند می‌شناسد و شیوه تاثیرگذاری آن بر سهولت بلوغ چگونه است.

بنابراین پیوند تغییرات روانی دوارن بلوغ ، طول بلوغ و ... نشان داده‌اند. پژوهشهای اریمان و همینطور تحقیقات لاندیس بر این تفاوت صحه گذارده‌اند. لاندیس سه نوع ساخت اجتماعی شامل جامعه بدوی ، روستایی و شهری را بر شمارد که بلوغ افراد خود را به شیوه‌های متفاوتی تحت تاثیر قرار می‌دهند.

پژوهشهای مارگرت مید در مورد قبایل جزیره ساموا و گینه نو نیز از آثار به نسبت قدیمی جامعه شناختی و مردم شناختی است که به تاثیر عوامل محیطی در دوارن بلوغ توجه داشت. مید نشان داده است که علائم بلوغ را نباید تنها معلول تغییرات درونی و جسمانی دانست و این عوارض بر حسب شرائط و اجتماعی بسیار متنوع خواهند بود.

از سوی دیگر در مباحث مربوط به بررسی علائم جسمی و ظاهری بلوغ بین روان شناسی بلوغ و علوم زیستی و فیزیولوژیک پیوندی برقرار می‌شود. شناسائی علائم بلوغ در حیطه جسمی و جنسی شامل رشد صفات اولیه و ثانویه جنسی ، رشد قد ، وزن ، اندامهای داخلی مثل قلب ، ششها و ... سوخت و سازها و نیازهای تغذیه‌ای ، تونایی بدنی و عضلانی و
شیمی خون ، ارتباط بین روان شناسی بلوغ و علوم زیستی را مستحکمتر می‌سازد.

یافته‌های حاصل از تحقیقات زیستی و فیزیولوژیک مواد خاص برای تحقیقات روان شناسی بلوغ به شمار می‌روند. در کنار بروز تغییرات طبیعی و همه‌گیر بلوغ مواردی در این دوارن ظاهر می‌شود که ریشه به هنجار نداشته و اغلب به عنوان ویژگیهای نابهنجار دوران بلوغ به شمار می‌روند. برخی انحرافات و بزهکاریها و رفتارهای نابهنجار با دوارن بلوغ ارتباط دارند و همچنین شروع برخی اختلافات روانی دوره بلوغ شناسایی شده است. در این حیطه روان شناسی بالینی ،
روان شناسی مشاوره و علوم تربیتی با روان شناسی بلوغ وارد عمل می‌شوند.

به عنوان مثال آشنایی با یافته‌های روان شناسی بلوغ برای متخصصان علوم تربیتی و بالینی و مشاوره از جهت تشخیص طبیعی بودن یا نابهنجار بودن رفتار ارجاع داده شده بسیار حائز اهمیت است. همچنین در برنامه‌ریزیهای مربوط به آموزش و تربیت ، به عنوان مثال ارائه بینش صحیح به نوجوانان در جهت شناخت بلوغ و ایجاد واقع بینی در آنان مورد توجه فراوان می‌باشد.

روش پژوهش در روانشناسی بلوغ

روش و پژوهش در این حوزه نیز همچون سایر حوزه‌های روانشناسی با روشهای علمی پژوهشی صورت می‌گیرد. به لحاظ ارتباط تنگاتنگ این شاخه با علوم زیستی و اجتماعی و از روشهای آزمایشی و غیر آزمایشی (با سهم بیشتر تحقیقات غیر آزمایشی) رایج است.

منبع:

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-browse_categories.php?SSOReturnPage=Check&Rand=0

+ نوشته شده توسط سرگروه در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 21:28 |

نداي دروني شما چه مي گويد؟

همة  تجربه‌هاي پيشين ما ، حتي آنهايي كه معمولا نا آشكار هستند ؛ در قالب يك نداي دروني ، در زندگي روزمره ما زنده و فعال هستند. اين نداي دروني دائما پيام‌هاي ناب خود را به ما گوشزد مي‌كند اگر چه همانند برخي سخنان ،آنها را نمي‌شنويم نداي دروني در افرادي كه عزت نفس سالمي دارند ، حاوي پيامد هاي مثبت و تائيد كننده است، در حالي كه نداي دروني در مورد افرادي با عزت نفس پايين ،‌به شكل انتقاد ناخوشايند دروني ،‌انتقاد دائمي نسبت به خود ،‌ و تنبيه خود، و ناچيز جلوه دادن كاميابي‌ها بروز مي‌نمايد.

q    سه وجه از عزت نفس پايين

اغلب ما تصويري از عزت نفس پايين داريم ، اما بايد توجه داشت اين تشخيص هميشه آسان نيست . سه شكل متداول عزت نفس پايين آورده شده‌اند :

فريبنده : فرد خوشحال و موفق رفتار ميكند ، اما به راستي از شكست مي‌هراسد.

او در هراسي دائمي نسبت به آشكار شدن هويت واقعي خود به سر مي برد،اين فرد جهت حفظ نقاب عزت نفس مثبت نياز به كاميابي‌هاي مكرر دارد كه اين امور خود منجر به مشكلاتي چون كمال‌گرايي ،‌تعلل در امور ،‌رقابت و فرسودگي مي‌شود.

 عصيانگر :رفتار فرد به گونه‌اي است كه گوئي مصلحت انديش ديگران بوده و در همه موارد صاحب نظر مي‌باشد. اين فرد همانند افراد مهم و قدرتمند عمل مي‌كند . همواره از اين مسئله كه ديگرا ن " به اندازه كافي خوب " نيستند ،‌احساس خشم و عصبانيت مي‌كند. دائما وانمود مي‌كند قضاوت و انتقاد ديگران ،‌سبب آزارش نمي‌شود. در نهايت اين حالات به مشكلاتي نظير سرزنش بيش از حد ديگران ، قانون شكني يا مخالفت جويي مي‌انجامد .

بازنده : فرد احساس بي‌فايدگي دارد و قادر به مواجهه با جهان نمي‌باشد. او در انتظار رسيدن يك ناجي يا فريادرس به سر مي‌برد . وي براي مقابله با ترس  ناشي از قبول مسئوليت تعيين زندگي خود ، از دلسوزي براي خويش با بي تفاوتي سپري مي‌سازد و جهت راهنمايي ، دائما چشم به ديگران دوخته است .اين ديدگاه به مسائلي نظير كمبود مهارتهاي ابراز وجود ، كم آموزي ، اتكاي بيش از حد به ديگران و.....منجر مي‌شود.

      پيامدهاي عزت نفس پايين

              عزت نفس پايين ،‌پيامدهاي وسيعي به دنبال دارد. ?    

 مي‌تواند موجب اضطراب ، فشار رواني ، احساس تنهايي و آمادگي شديد براي افسردگي شود.

?                مي‌تواند سبب بروز مشكلاتي در رابطه با دوستان و ارتباطات وي شود.

?               مي‌تواند به طوري جدي بر عملكرد تحصيلي و شغلي اثرگذارد.

            مي تواند سبب سرخوردگي  فرد شود و ميزان آسيب پذيري فرد را در مقابل مواد مخدر و الكل افزايش دهد .

?                   بدتر از همه ، پيامدهاي منفي پيش گفته ،تقويت كننده تصوير منفي فرد ازخويش است و مي تواند عزت نفس فرد را به قهقرا كشانيده و روحيه غير خلاق و حتي رفتارهاي خود تخريبي را فعالانه تشديد كند.

         سه گام جهت  رسيدن به عزت نفس بهتر

پيش از آنكه شروع به بهبود عزت نفس خود نمائيد ،ابتدا،به توانايي تغيير آن اعتقاد داشته باشيد . لزوما هر تغييري سريع و آسان رخ نمي‌دهد، اما مي‌تواند اتفاق بيفتد. شما ضعيف نيستيد! به محض پذيرش و يا حداقل توجه به جمله مذكور ،مي‌توان گام‌هاي سه‌گانه را براي تغيير عزت نفس برداشت:

?                                                    گام 1: سرپوش گذاردن بر انتقاد دروني

?                                                    گام 2: تمرين پرورش خود

?                                                    گام 3 : تقاضاي كمك از ديگران

 

q                                        گام اول : سرپوش گذاردن بر انتقاد دروني

اولين گام مهم در بهبود عزت نفس،شروع مبارزه با پيامدهاي منفي  نداي دروني منتقد است . در  زير چند مثال شاخص از نداي دروني انتقادگر و راه " سر پوش گذاردن " بر آن آورده شده است :

نداي انتقاد كننده دروني

به طرز غير عادلانه‌اي نا خوشايند است

مردم اظهار  داشتند كه نحوة  ارائه مطلب من به دلشان نشست ، در حاليكه به خوبي كه بايد مي بود، نبود . نمي توانم باور كنم مردم متوجه جابجايي مطالب به هنگام آن ارائه آن  نشده باشند . من انسان رياكاري هستم .

تعميم غير واقع گرانه

در امتحانم ، نمره رد ، گرفتم . من در اين كلاس هيچ چيز نمي‌فهمم . آدم كودني هستم . چه كسي را گول مي‌زنم ؟ نبايد به اين كلاس مي‌رفتم . من احمقم و در دانشكده جايي ندارم .

پاسخگويي شما 

اطمينان دهنده باشيد

خوب واقعا كارم را دوست دارم ! شايد كامل نبود اما من روي آن مطلب خيلي خوب كار كرده بودم و كارم را خوب انجام دادم . به خودم افتخار مي‌كنم . اين يك موفقيت بزرگ بود.

صريح باشيد

من، تنها در همين امتحان ، ضعيف كار كردم ، در صورتي كه همه تكاليف منزل را خوب انجام داده‌ام . در اين درس نكته‌اي وجود دارد كه كمتر از چيزي كه مي‌پنداشتيم ، دركش كرده‌ام ولي مي توانم  روي جزوه‌ها و مواد درسي كار كنم چرا كه من دردرس‌هاي ديگري نيز كه به همين دشواري بوده اند ! خوب بوده‌ام .

نداي دروني منتقد

در جستجوي امور غير منطقي است

" او اخم آلود است. اگر چه چيزي گفت ، ولي مي دانم اين بدان معناست كه او مرا دوست ندارد !"

پاسخگويي شما

با امور غير منطقي مبارزه كنيد

"خوب ، او اخم آلود است، اما من علتش را نمي دانم . احتمالا ارتباطي به من ندارد. بايد از او بپرسم ".

 

                        گام دوم : تمرين پرورش خود

سرپوش گذارندن بر نداي دروني انتقادگر ، اولين قدم مهم است ،اما كافي نيست . از آنجايي كه بخشي از عزت نفس ما ، به رفتاري كه ديگران در گذشته با ما داشته اند مربوط مي شود، دومين قدم به سوي عزت نفس سالم ،آن است كه با خودتان به عنوان يك فرد ارزشمند رفتار كنيد.

با پرورش و اهميت دادن به خود به شيو ه‌اي نشان دهيد، كه ارزشمند ، با كفايت،

لايق و دوست داشتني هستيد و اين چنين با تجارب يا پيامهاي منفي گذشته مبارزه كنيد .

                        پرورش خود از بخش هاي گوناگوني تشكيل مي شود

?                         مراقبت هاي اوليه را نسبت به خود اعمال نمائيد.

به مقدار كافي بخوابيد ،غذاهاي سالم بخوريد، مرتب ورزش كنيد ،در رعايت بهداشت كوشا باشيد والي الاخر .

?               براي خودتان برنامه هاي تفريحي وآرامش دهنده ترتيب دهيد .مي توانيد به سينما برويد ،خواب نيمروزي داشته باشيد، به ماساژ برويد ، گلكاري و باغباني كنيد، با هر چيزي كه برايتان لذابخش است ، به خود آرامش دهيد.خود را براي موفقيت هايتان تشويق كنيد.

به طور مثال شما مي توانيد به خاطر نمره خوبي كه گرفته ايد ،يك شب به خود مرخصي دهيد و جشني برپا داريد. وقت خود را با يك دوست بگذرانيد.

و به خاطر تماس تلفني كه برايتان بسيار مشكل  بوده ولي انجام داده ايد ، خود را تحسين كنيد.توانايي‌ها و كاميابي‌ها خويش را به خود يادآوري كنيد .

يك روش آن است كه فهرستي از چيزهايي كه براي خود دوست داريد،تهيه كنيد، يا يك پروندة " موفقيت " براي خود ترتيب دهيد كه نامه هاي مثبت ، تشويق نامه‌ها ، مدارك يا تقدير نامه‌ها را در آن نگهداري كنيد.

موفقيت‌هايي را كه سبب افتخار شما هستند، نشانه‌هايي كه هميشه در معرض ديدتان باشد،ياد آور شويد.

?               هنگامي كه مطابق با  انتظاراتتان عمل نكرده‌ايد خود را ببخشيد چنانچه به پرورش خود عادت نداشته باشيد، اين عمل به نظر سخت و دشوار مي‌نمايد. از خود انتقاد نكنيد.

وقتي كاري را كاملا صحيح انجام نداده‌ايد، آن نداي دروني را به ياد داشته باشيد!

خود را متعالي بدانيد حتي وقتي احساس مي‌كنيد، استحقاق آن را نداريد، چنين  "بنما يانيد " تا همان گونه " رخ دهد "وقتي احساس متعالي و خوب بودن را به خود القاءمي‌كنيد ، بتدريج آنرا ، باور خواهيد نمود.

 

گام سوم : از ديگران ياري بخواهيد

غالبا ،ياري طلبيدن از ديگران ، مهمترين و نيز دشوارترين قدم به سوي تقويت عزت نفس است .

افرادي كه داراي عزت نفس پائين هستند،به دليل احساس عدم لياقت نمي توانند از ديگران طلب كمك نمايند . اما از آنجايي كه ، عزت نفس پايين ، غالبا حاصل نحوه برخوردي است كه ديگران در گذشته با شما داشته‌اند ، جهت مبارزه با پيامدهاي انتقادي، كه خود حاصل از تجارب منفي گذشته‌اند، نيازمند كمك ديگران خواهيد بود.

در اينجا چند روش جهت كمك طلبيدن از ديگران آورده شده است :

-                                             از دوستان طلب حمايت كنيد.

-               از دوستانتان بپرسيد از چه ويژگي شما خوششان مي آيد يا فكر مي كنند شما در آن مورد داراي  قوت هستيد.

?               از كسي كه به شما اهميت مي دهد ، بخواهيد كه براي مدت كوتاهي به شما گوش فرا دهد،  بدون آنكه سعي داشته باشد چيزي را " اصلاح )"كند.  براي در آغوش گرفتن دوستان مشتاق باشيد.

?               از كسي كه به شما علاقمند است بخواهيد ، امور را كه خودشان انجام مي‌دهند ، به شما ياد آوري كنند .

q  از معلمان و ديگر ياري دهندگان كمك بخواهيد

?               چنانچه مشكل درسي داريد.، نزد استادان يا مشاوران برويد واز آنها بخواهيد     در اين امور،كمكتان كنند ، به ياد داشته باشيد:

آ‌نهاحضور دارند تا به يادگيري شما كمك كنند !

اگر در زمينه‌هاي مشخصي اعتماد به نفس پائين داريد ،در كلاس‌ها شركت كنيد و يا فعاليت‌هاي تازه‌اي را پيش بگيريد تا حس رقابت را در شما افزايش دهد .

( براي مثال شركت در كلاسهاي رياضي ، ورزشي ، كلاسهاي شنا و...)

                         با يك درمانگر يا مشاور صحبت كنيد .

گاه ، غلبه بر عزت نفس پائين چنان رنج آور و يا مشكل به نظر مي‌رسد ، كه نياز به كمك حرفه‌اي درمانگر يا مشاور روانشناس پيش مي‌آيد . صحبت با يك مشاور روش خوبي جهت آشنايي بيشتر با جنبه‌هاي عزت نفس شماست و منجر به بالا رفتن عزت نفس شما مي‌شود

+ نوشته شده توسط سرگروه در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 22:54 |
همکاران محترم گروه :

دومین جلسه گروه در تاریخ ۲۵/۱۰/۸۵در محل هنرستان

ارض اقدس ساعت ۳عصر برگزار می شود .

 

ضمنا همکاران محترم کتب آشنایی بارشته های دانشگاهی وعوامل موفقیت در کنکور را باهماهنگی مدیران محترم مدارس از کارشناسی مشاوره دریافت نمایند ُاز همکاری مدیریت محترم آموزش وپرورش در تهیه کتب فوق تشکر می نماییم .ما منتظر دریافت مطالب زیبا ومفید شما جهت درج در وب لاگ هستیم .

+ نوشته شده توسط سرگروه در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 22:27 |

نقش راهنما و مشاور در آرامش روان

 

 

عمر تو گنج  و هر نفس از وي يكي گوهر            گنجي چنين لطيف مكن رايگان تلف

 

راهنمايي و مشاوره ، كمك و ياري كردن به فرد است تا بتواند با علم و اطلاع ، تصميمات درست بگيرد.

راهنمايي ، تفكر درباره اين مطلب است كه چگونه مي توان به انسان كمك كرد تا به درجه كمالي كه لايق آن است برسد. انسان ها به مثابه ي صندوق رمزند، گشودن كتاب روح و جلب همكاري آنها بيش از هر چيز آگاهي و ظرافت مي خواهد.

هدف راهنمايي آن است كه انسان به يك نيروي خلاق تبديل شود. زيربناي حيات انسان انديشه است و دانشگاه كارخانه انسان سازي ، كانون فرهنگ سازي ، انديشه سازي و توليد علم است . جامعه اي كه مي خواهد زنده بماند بايد مدام دگرگون شود و براي پرسش هاي تازه ي بي شمار، پاسخ هاي لازم را بيابد.

امروز هنر استاد ، ايجاد طلب است در دانشجو نه پاسخ به طلب ؛ تشنه كردن ذهن است نه سيراب كردن ؛ ايجاد نياز است نه پاسخ به نياز؛ نامتعادل ساختن ذهن است نه سيراب كردن ؛ طرح مسئله است نه حل مسئله و تلاش براي به انديشه واداشتن است نه آموزش انديشه ها.

 

آب كم جو ، تشنگي آور به دست                تا بجوشد آبت از بالا و پست

در طلب زن دائما تو هر دو دست            كه طلب در راه نيكو رهبر است

 

سمت و سو و مسير كار راهنمايي و مشاوره نيز بايد چنين باشد.

 مهمترين كارمشاور اين است كه اميد و شوق و توانايي مراجعه كننده  را برانگيزد . جوان را ياري كند تا مشكلات خويش را روشن ترببيند و از اين راه به او كمك نمايد.

 

 

نتيجه راهنمايي و مشاوره تحقق بخشيدن به مسير تكامل و سلامت رواني افراد است، كمك به شناخت نقاط قوت و ضعف فرد است. انسان همان چيزي است كه باور دارد و راهنمايي ، ياري به فرد  است كه اين باور، درست باشد. موفقيت انسان به عوامل خارجي مربوط نيست ، به خود او مربوط است. اگر ما بتوانيم پندار فردي و پندار اجتماعي از خود را درست كنيم ، درپيشرفت كارمان مؤثر خواهد بود.

روش هاي رفتاري، نسخه هاي از پيش تعيين شده نيستند كه براي هركسي و هر مشكلي بتوان آن را تجويز كرد، بلكه نوع روشها را درموقعيت هاي خاص و منحصر به فرد بايد خلق و ابداع كرد و هيچ فرمول از پيش تعيين شده اي كه بتوان به صورت قالبي براي اصلاح و يا تغيير رفتار از آن سود جست، وجود ندارد . هميشه مسئوليت تغيير به عهده مراجعه كننده است نه مشاور، زيرا تغيير بايد از درون مراجعه كننده  برانگيخته شود نه از بيرون.

براي موفقيت در كار مشاوره به دو مسئله بايد توجه كرد:

1- ايجاد روحيه خود باوري

كساني كه درباره خود احساس خوبي دارند نتايج خوبي را عرضه مي كنند. امام علي (ع) كه از برترين  مخلوقات آفرينش است و زواياي ژرف وجود آدمي را به خوبي مي شناشد درباره انسان فرموده :

آيا مي پنداري موجود كوچكي هستي در حالي كه در وجودت جهان بزرگي نهفته است.

 

 

بسياري از نيروهاي دروني آدمي ناشناخته مانده و ازقوه به فعل درنيامده است. طبق بررسي هاي منتشر شده ، هر انساني تنها پانزده درصد استعداد نهايي خود را به كار مي گيرد. اگر از بيست درصد استعدادهايمان استفاده كنيم همگي نابغه خواهيم شد.

بدشانش كسي است كه استعدادهايش را باور ندارد. انسان موفق هيچ وقت آرزو نمي كند جاي كسي ديگر باشد. او بقچه استعدادهايش را در آغوش مي گيرد و در مسيركار و تلاش قدم مي گذارد. به استقبال سختي مي رود تا تمرين استقامت كند، از تن پروري و راحت طلبي گريزان است. از نظر او موفقيت معادل پيروزي نيست بلكه نفس مبارزه با سختي ها براي او حكم موفقيت را دارد.

مشاور هرگز نبايد اشتباه يا حتي خطاي مراجعه كننده  را به رخش بكشد. انسان فقط به قوت هايش انسان است و جوان هميشه بايد تصوير مثبتي به عنوان يك انسان با ارزش از خود داشته باشد و بداند انسان تنها مجموعه اي از آن چه دارد نيست بلكه مجموعه اي است از آن چه ندارد و مي تواند داشته باشد.

2- اعتماد به نفس

به بيان ساده اعتماد به نفس يعني اين كه فرد مطمئن باشد از عهده رويارويي با موقعيت هاي گوناگون بر مي آيد دراينجا مشاور با سه صورت مواجه مي شود:

الف – وقتي فرد واقعاً از عهده رويارويي با موقعيت ها برمي آيد. ( اعتماد به نفس واقعي)

ب – هنگامي كه فرد از توانايي مقابله با رويدادها بي بهره است، ليكن به غلط  بر اين باور است كه توانايي آن را دارد . ( اعتماد به نفس كاذب )

ج- وقتي فرد در واقع ازعهده رويارويي با مسائل مي تواند برمي آيد ، اما اين عقيده نادرست را دارد كه نمي تواند. ( نداشتن اعتماد به نفس)

به همان اندازه كه نداشتن اعتماد به نفس ناخوشايند است ، اعتماد به نفس كاذب هم خطرناك است. زيرا ممكن است خطراتي را براي فرد و ديگران پديد آورد.

وظيفه مشاور است كه توانايي مراجعه كننده  را در هر يك از موارد ، جداگانه ارزيابي نمايد و توانايي واقعي را در فرد به وجود آورد . اعتماد به نفس درهمه ي امور كارساز است. انسان چيزي است كه مي خواهد و مي تواند باشد. راهنما و مشاور رسالت دارد تا مراجعه كننده  به گونه اي شود كه سعي  كند واقعاً با روحيه قوي ، فرمانده كشتي خودش باشد.

انسان هاي اميدوار كلمه " پايداري " را بهتر از ديگران معني مي كنند. متأسفانه جوان امروز بعضاً بي هيچ تأمل و حتي شتابزده بر همه چيز و همه كس مي تازد و به نقد، توهين و تهمت مي پردازند و هر زمان هم كه اشتباه او را  يادآور مي شوند فرياد از نبود آزادي و درك نكردن نسل امروز سر مي دهد.

اينجا نقش راهنما و درايت و صداقت او مي تواند موثرو سودمند باشد مخصوصاً در مشاوره هاي گروهي مي توان اين اعتماد را در جوان به وجود آورد.

بايد ديدها را وسعت دهيم . با نگاه هاي كوچك نمي شود حقيقت را درك كرد. هيچ صيادي در جويبار حقيري كه به گودالي مي ريزد مرواريد صيد نخواهد كرد . درد انسانيت همين نارسيدن ها و كوچك ماندن هاست.

 

 

توجه داشته باشيم كه مشاور بازپرس نيست تا حقايق را كشف نمايد ، بلكه او سعي مي كند امور و اشياء را همان طوري مشاهده كند كه مراجعه كننده  مي بيند . مهم نيست كه سرگذشت زندگي مراجعه كننده را به طور كامل و منظم به دست آورد و در پرونده ضبط كند بلكه دقت او معطوف به ياري كردن مراجعه كننده است تا حالات و افكار، احساسات و عواطف، نگراني ها و ادراكات خود و دنيايش را بيان نمايد .

اطلاعات فرد از جهان و خود آگاهي او، عزت نفس، احساس ارزش در چشم ديگران ، درجه تفاهم با والدين و به طور كل با نسل قبل و از همه مهم تر اين احساس كه زندگي معنايي دارد و آينده  فرد از اهميت برخوردار است بر شكل گيري هويت جوان تأثير مي گذارد و مهمترين وظيفه ي مشاورِ با درايت و مجرب، همدلي و هم زباني با مراجعه كننده  و نشان دادن راههاي اين تأثيرگذاري است.

مشاور و راهنما بايد علاقه ، محبت و عاطفه را در مراجعه كننده  برانگيزد و نگذارد مجراي انديشه ها بسته شود. مدل هاي خوب به جوان عرضه كند كه مدل سازي، راه بهروزي است ؛ يعني اگر كسي در جهان به هدفي رسيده كه مطلوب است همه مي توانند به همان هدف برسند به شرط آن كه حاضر باشند بهاي آن را به صورت وقت و تلاش و استقامت بپردازند.

" ياس و ناميدي" را كه متأسفانه اين روزها در جوان ها مشاهده مي شود با ارائه الگوهاي رفتاري مناسب دور كند و آنها را با اين فكر آشنا نمايد كه : هر كس تا آخرين لحظه حيات فرصت دارد همه اشتباهات خود را جبران نمايد.

و بالاخره هدف نهايي راهنما و مشاور ايجاد آرامش رواني در مراجعه كننده  ، اميد نسبت به آينده و نشاط و شادابي او است.

 

+ نوشته شده توسط سرگروه در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 21:15 |

 متن نامه استاندار خراسان رضوی به رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در خصوص بررسی مجدد ساعت کار مشاورا 

 

 باسمه تعالی برادر گرامی جناب آقای دکتر رهبر معاون محترم رییس جمهور و ریاست سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور با سلام و احترام، همان گونه که استحضار دارند، بر اساس بخشنامه شماره 156081/1802 مورخ 28/9/83 آن سازمان ساعت کار مشاورین مدارس 30 ساعت در هفته تعیین و ابلاغ گردیده است . این امر عکس العملها و تبعات منفی متصدیان این مشاغل را در پی داشته و روند رو به گسترش و تعمیق اعتراضات و کاهش انگیزه های شغلی با توجه به میزان جرایم جنایی، اعتیاد، طلاق، ناهنجاریهای رفتاری و اجتماعی و ... در جامعه که بی تاثیر از هجمه رسانه های غربی به فرهنگ و ساختارهای اصیل اسلامی و ایرانی نبوده از یک سو و از سوی دیگر تاثیر و نقش مشاورین در ارائه رهنمودهای تحصیلی، شغلی، معرفتی و مهارتهای زندگی به دانش آموزان و همچنین اثرگذاری آنها در کاهش، پیشگیری و مهار انحرافات جامعه دانش آموزی و تعامل و ارتباط سازنده ای که می توانند با آینده سازان این کشور برقرار نمایند، می طلبد تا موضوع به صورت جدی در دستور کار آن سازمان و شورای امور اداری و استخدامی کشور قرار گرفته و نسبت به تامین خواسته مشاورین که مورد تایید وزارت محترم آموزش و پرورش نیز می باشد، اقدام گردد. پیشاپیش از بذل توجه جنابعالی سپاسگزاری می نمایم. محمد جواد محمدی زاده استاندار خراسان رضوی

+ نوشته شده توسط سرگروه در پنجشنبه دوم آذر 1385 و ساعت 21:54 |
عزت نفس چيست ؟

احساسات و افكار مردم دربارة خودشان، اغلب براساس تجارب روزانه تغيير پذير است.

براي مثال، نمره‌اي كه در امتحان مي‌گيريد،برخورد دوستانتان با شما و افت و خيزهاي موجود دريك رابطه عاطفي ، همگي به طور موقت بر احساس نوعدوستي و خوشحالي شما تأثير مي‌گذارند.

البته ،عزت نفس شما بنيادي تر از آن است كه افت و خيزهاي عادي سبب تغيير آن شود. مثلا افرادي كه از عزت نفس خوبي برخوردارند، افت و خيزهاي معمول  مي‌تواند نوسانات گذاريي در نحوه احساسشان نسبت به خود ايجاد كند، ولي اين تأثيرات بسيار محدودند برعكس ، آنهايي كه عزت نفس نازلي دارند ، افت و خيزهاي معمول چه بسا زندگي آن ها رادگرگون كند.

ـ نگاهي به ذيل ، شما را در مسير عزت نفس بهتر قرار خواهد داد:

?                                عزت نفس ضعيف در مقابل عزت نفس سالم

?                                منشأ پيدايش عزت نفس كجا ست ؟

?                                عزت نفس سالم

?                                عزت نفس پايين

?                                نداي دروني شما چه مي‌گويد؟

?                                سه وجه دروني شما چه مي‌گويد؟

?                                سه وجه در عزت نفس پايين

?                                پيامد هاي عزت نفس پايين

?                                سه گام جهت عزت نفس بهتر

?                                عزت نفس ضعيف در مقابل عزت نفس سالم

غالبا افرادي كه از عزت نفس ضعيفي برخوردارند، وضعيت كنوني خود را ملاكي، جهت ا رزيابي خويش قرار مي‌دهند،آنها براي مقابله با افكار و احساسات منفي فراگير و دائمي ، به تجارب مثبت بيروني نياز دارند. حتي در صورت به دست آوردن تجارب مثبت ، احساس خوب ( حاصل از گرفتن نمره خو ب و ....) ،مي‌تواند موقتي باشد.  

عزت نفس سالم ، برپاية توانائي ما در ارزيابي دقيق از خود (شناخت خود) بنا شده است و نكته قابل توجه در آن پذيرش خود و ارج نهادن بي‌قيد و شرط به خويش است . اين بدان معناست كه توانايي‌ها ومحدوديت‌هاي خود را (كه بخشي از وجود انسان هستند ) به شكل واقع بينانه‌اي بشناسيم و در عين حال، بدون هيچگونه قيد و شرطي خود را پذيرفته و ارزشمند بداريم .

q     منشاأپيدايش عزت نفس كجاست ؟

تصور ما نسبت به خودمان به واسطة تجارب ما با افراد مختلف و گوناگون در گسترة زندگي‌مان ، سبب پيدايش و دگرگوني عزت نفس ما مي شوند . به ويژه ، تجارب دوران كودكي ما نقش  بزرگي در شكل‌گيري اساس و پاية عزت نفس ما دارند. نحوه رفتار افراد درجه يك خانواده ،مربيان ، معلمان ، روحانيون ، افراد مذهبي، همسالانمان و همچنين موفقيت‌ها (و شكست‌ها ) از جمله عوامل تأثيرگذار در شكل‌گيري ، عزت نفس مي‌باشند.

نكته : " بخش عظيمي از عزت نفس در دوران كودكي شكل مي‌گيرد" .

q     عزت نفس سالم

?               آن دسته از تجارب دوران كودكي كه به عزت نفس سالم منجر مي‌شوند عبارتند از :

?                                             تحسين شدن

?                                         گو ش فراداده شدن ( گوش فرادادن ديگران به صحبت‌هاي ما )

?                                            محترمانه ، طرف صحبت قرارگرفتن

?                                            مورد توجه بودن و در آغوش گرفته شدن

?                                            كسب موفقيت در ورزش يا مدرسه

?                                            داشتن دوستان معتمد

q      عزت نفس پايين

آن دسته از تجارب دوران كودكي كه به عزت نفس پايين مي‌انجامند عبارتند از :

?                                            به طرز ناخوشايندي مورد انتقاد قرار گرفتن

?                                            آماج داد و فرياد و ضرب و شتم ديگران قرار گرفتن

?                                            ناديده انگاشته شدن ،مسخره يا تحقير شدن

?                                            هميشه انتظار " عالي بودن " از ما داشتن

?                                            تجربه شكست در ورزش يا مدرسه

كساني كه داراي عزت نفس پايين هستند ، دائما در معرض اين پيام هستند كه شكست تجربه‌ها ( باختن در بازي ،‌گرفتن نمره پايين و ....) به معناي شكست تمام وجود آنهاست .   ادامه دارد .

+ نوشته شده توسط سرگروه در پنجشنبه دوم آذر 1385 و ساعت 21:10 |