تبليغاتX
گروه آموزشی مشاوره شهرستان گناباد

بزهكاري : [1]

تعريف :

نوجوان بزهكار كسي است كه متهم به ارتكاب رفتار ضد اجتماعي ويا قانون شكني است .

بااينكه بزهكاري يك مشكل اجتماعي است و به دلايل زيادي در بين نوجوانان رو به ازدياد است بزرگسالان نبايد فراموش كنند كه 95 % از نوجوانان  بر حسب تعريف حقوقي وقانوني بزهكار نيستند وتنها نيمي از حدود  5 % بقيه مرتكب جرم شديد و جدي نشده اند و صرفا به علت سهل انگاري و بي توجهي والدين ومربيان ويا شرايط خانوادگي نامناسب وهمكاري با مجرمين وبزهكاران بزرگتر به چنگ قانون افتاده اند .

آنچه كه از جمع‌بندي تعاريف متعدد كجرفتاري برمي‌آيد اين است كه به طوركلي رفتار انحرافي رفتاري است كه به گونه مستقيم يا غيرمستقيم قوانين و هنجارها را نقض‌كند كه شامل هرنوع قوانين رسمي و نوشته شده و هنجارهاي اخلاقي جامعه مي‌شود.



 – راهنماي طبقه بندي بيماريها ،ترجمه رضا صفدري ، مهدي قلي وعزيزي ، ص233

 

 

+ نوشته شده توسط سرگروه در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 8:54 |

مفهوم بلوغ: [1]

" بلوغ را به طور كلي به منزله دوره اي از حيات انساني تلقي ميكنند كه مرحله بي قراري و نابساماني است.

مرحله اي كه اين نابساماني ها وآشفتگي ها اجتناب نا پذير است عده اي از روان شناسان دوره بلوغ رادوران آشوب طغيان وسركشي نام نهادند .

بلوغ ازنظر لغوي يعني رسيدگي به حد رشد،جوان شدن ،پختگي وبه حد كمال رسيدن .

تعريف بلوغ از هنري والون : بلوغ پايان مرحله اي است كه درآن كودك هنوز قادر نيست در روابط خود با افراد واشياء ويا موقعيت هاي گوناگون ازآستانه زبان حال تجاوز نمايد .

تعريف بلوغ ازديدگاه ژان ژاك روسو :"بلوغ يك نوع تولد مجدد است . چرا كه در هر حال اين مرحله با يك سري تغييرات در جسم وروان ظهور مي كند وفرد را نمي توان كودك دانست ونه درطبقه بزرگ سال جايي داد .پس بلوغ خود سرآغازيست براي يك زندگي نوين "

استوارت جونز مي گويد :" بلوغ دو ره ايست درزندگي هر فرد كه بين خاتمه دوران كودكي وشروع دوران جواني قرار گرفته." [2]

آلفردآدلر:" تقريبا براي همه ي بچه ها بلوغ يك معني دارد وآن اين است كه :ما ديگربچه نيستيم ومي خواهند اين حرف را امتحان كنند."



1 – محمديان ،محمود  ، بلوغ .... تولدي ديگر ، تهران ، 1383، انجمن اولياء ومربيان

2 – شعاري نژاد ، رشد 2 ، تهران ،1372 ، پيام نور

+ نوشته شده توسط سرگروه در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 8:52 |
همکاران گرامی گروه مشاوره وروانشناسی

باسلام وخسته نباشیدمنتظر نظرات ارزشمند

و ثبت  مطالب شما در وبلاگ به نام خودتان مي باشيم

سر گروه مشاوره وروانشناسي آموزش وپرورش گناباد

محمد قامتي ـــــــ فاطمه خياطي  

 

+ نوشته شده توسط سرگروه در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 23:37 |

عوامل موثر در ايجاد مسائل ومشكلات نوجوانان

1 پشت سر گذاشتن دوران كودكي وتبديل شدن به يك فرد بالغ واز دست دادن حمايتهاي بي قيد وشرط والدين براي كسب احساس استقلال از يك طرف ولذت مورد حمايت وكودك ماندن وبدون هيچ زحمت ودرد سري مورد محبت قرار گرفتن از طرف ديگر ، منجر به ايجاد كشمكش درو ني در نوجوان وجنگ رواني عميق در ذهن وي مي شود . [1]

2 براي كسب استقلال ، نوجوان عليه همه مراجع قدرت من جمله والدين طغيان مي كند .

3 عدم اطمينان نسبت به بزرگسالاني كه تاكنون به عنوان الگوي همانند سازي بودند واز رفتارها و كردارشان تقليد مي شود  با شروع نوجواني در نوجوان ايجاد مي گردد. او به گفته بزرگسالان اعتماد ندارد واين منجر به يك احساس دو سو گرايي عاطفي در وي مي گردد. هم آنها را دوست داشته باشد و به آنها نزديك شود وهم از آنان به عنوان تصاوير قدرت ( دشمن ) دور شود واعتماد ننمايد . [2]

4 مسئله تشخيص هويت فردي مشكل ديگر نوجوان است . سوالات مهم در مورد مفهوم زندگي ،نقش او ،مرگ وزندگي پس از آن ، سوالاتي است كه ذهن او را به خود مشغول مي نمايد . تعيين نقش جنسي ، زن بودن ومرد بودن ،ازدواج نمودن ،بچه دار شدن و... سبب ناراحتي ، اضطراب پريشان خاطري وافسردگي وگاهي باعث خوشحالي او مي گردد .

5 رشد ونمو غدد داخلي و ترشحات هورمونهاي جنسي به نوجوان امكان برقراري روابط جنسي مي دهد .وانگيزه وكشش جنسي نسبت به غير همجنس در او ايجاد مي گردد . از طرفي اولين برخورد نوجوان با جنس مخالف با ترس و پريشاني خاطر همراه است . رفتار نوجوان تازه بالغ مبهم و تمايلات قوي ونامعلومي دارند . رفتار او كج ومعوج مي شود . وموجب شگفتگي اطرافيان وتعجب بيشتر خودش مي گردد . " گسترش زياد تمايلات جنسي در دوره بلوغ سبب نيازمنديهاي بيولوژيك جديد مي شود . به همين دليل تغييراتي در ارگانيزم ايجاد مي كند و مي سازد ، تحمل تحريكات جنسي شديد و عدم انكان ارضاي اين تمايلات فشار روحي بسياري را به نوجوان وارد مي سازد . " [3]

6 -  نقايص بدني ، آسيبهاي رواني وهمچنين ناكاميها و موانعي كه در برابر آرزوها وخواسته هاي نوجوان وجوان به وجود مي آيد نيز احساس نگراني را در وي ايجاد مي كند .

7 نقايص تربيتي و آموزشي در درون خانواده ، درگيريها ونزاعهاي پدر ومادر با يكديگر ويا با فرزندان ، محروميتهاي شديد مالي ، كنترل بيش از حد والدين و مراقبتهاي افراطي و يا بر عكس آزاد گذاشتن بيش از حد و رها كردن نوجوان به حال خود نيز مسائل ومشكلاتي را براي او ايجاد خواهد كرد .

8 اوضاع واحوال اقتصادي واجتماعي و بي ثباتي جامعه ، جنگ ، بيكاري وكمبودامكانات تفريحي وسرگرمي نيز از عوامل مشكل زا خواهند بود .



1- خداياري فرد ، محمد 1329 ، مسايل نوجوانان وجوانان ، تهران ، انتشارات انجمن اولياء مربيان

2 – ايزدي ، سيروس ، 1351 مسايل نوجوانان ، چاپخش

۳ – كوچتكف و لاپيك ، ترجمه تقي زاده ، روانشناسي و تربيت جنسي نوجوان  ، انتشارات بنياد  1366

+ نوشته شده توسط سرگروه در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 23:30 |

از زندگي لذت ببريد !!!


آيا فشار کار و زندگي طاقتتان را تمام کرده است؟ آيا تنها تفريح شما نگاه کردن به ويترين مغازه هاست؟ آنهم وقتي با عجله از پياده رو مي گذريد؟ شما هم به ندرت شام شب را به همراه خانواده به بيرون از منزل مي رويد؟ ترجيح مي دهيد نان و پنير و انگور بخوريد تا هزينه بالاي يک شام را به رستوران بدهيد؟ آيا مثل بسياري از افراد ديگر از پرداخت هزينه هاي اين چنيني احساس گناه مي کنيد؟ و يا هنگام تفريح و يا بعد از آن احساس رضايت به شما دست مي دهد؟ در مورد آخر به خودتان تبريک بگوييد.

براي بسياري از افراد تماشاي فيلم، خريد از فروشگاه، لم دادن روي کاناپه، مطالعه کتاب شعر و داستان، حتي خوردن غذا در رستوران به همراه خانواده باعث ايجاد نشاط مي شود. معمولاً خانم ها با مختصر خوش گذراني احساس گناه کرده از عمل خود پشيمان مي شوند.

عده اي از افراد بخصوص کساني که شاغل هستند و در ضمن از والدين پير خود هم مراقبت مي کنند فرصتي براي رسيدگي به خود ندارند و به شدت از خوش گذراني احساس گناه مي کنند. حتي اگر آنها را مجبور کنيد براي مثال به استخر بروند و کمي تفريح کنند، همانطور که به پشت ، روي آب خوابيده اند در فکر رتق و فتق امور خويشند. « اول اين کار را انجام مي دهم، بعد به مدرسه سارا مي روم، بعد عکسها را از عکاسي مي گيرم و ...»

(من سه فرزند دارم، مادر هستم، همسر هستم، شاغل هستم و ... پس کي بايد خودم باشم؟ تنها تفريح من اين است که هنگام خواب از پنجره اتاقم به ستاره ها نگاه کنم و لذت ببرم!)

شايد وقت آن رسيده که کمي فکر کنيم. بعضي از ساعات عمر فقط مال ماست و نبايد با هيچ فرد ديگري شريک شويم. چقدر ساعات مفيد که ديگران از ما دزديده اند؟! چقدر ساعات ارزشمند که خودمان به ديگران هديه کرده ايم؟!

براي گروهي از مردم هر نوع تفريح و لذت با احساس گناه همراه است. جالب اينجاست که همه ما افراد بالغي هستيم و کسي نمي تواند ما را مجبور کند به شکل خاصي زندگي کنيم.

چرا خودمان خود را مجبور مي کنيم طوري زندگي کنيم که ديگران بپسندند نه آن طور که احساس لذت کنيم؟

بيشتر ما طوري رفتار مي کنيم که گويي در " رژيم لذت از زندگي" بسر مي بريم! « نه الان نمي توانم بنشينم دير شده، نه وقت ندارم خانم X منتظر من است، باشه براي بعد ...»

گاهي به تلويزيون نگاه مي کنيم ولي چون کار مهم تري را در پيش داريم احساس گناه مي کنيم.

آيا احساس گناه و لذت واقعي با هم سازگارند؟!

بعضي مي گويند «مگر بچه شده ام » در واقع لذت بردن و خوشحالي را مخصوص دوران کودکي مي دانند و بس.

بعضي مي گويند« وقتي کارها تمام شد به تفريح مي رويم» اما کارها کي تمام مي شود؟!

شايد اين عمر هدر رفته براي همه ما تجربه شده است. وقت آن رسيده که منطقي باشيم. اگر فکر مي کنيد سزاوار يک زندگي شاد و بانشاط هستيد، کمي به بدن و روحتان استراحت بدهيد و با انرژي بيشتر به زندگي ادامه دهيد. به راستي از چه چيز لذت مي بريد؟! آن را به بدنتان هديه کنيد.

منبع : روزنامه کيهان

مقالات مرتبط :

- نيمرو بخور، ولي لذت ببر

- کاشکي، بي کاشکي !

- برگ سبزي ، تحفه درويش

- مهارتي به نام " خنده "

- مواظب باشيد : استرس هميشه در کمين شماست

- زندگي هدفمند

- موفقيت از آن كساني است كه ذهنيت موفق دارند

- گذشته را رها کن، به آينده بيانديش

- زندگي ، سخت تر از اين حرفهاست

- خود را رها ساز

- چگونه به آرامش ذهني دست يابيم؟

+ نوشته شده توسط سرگروه در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 21:7 |

اهمیت تاریخ روانشناسان

روانشناسی که امروز با آن سروکار داریم (در سطح تحصیلی و حرفه‌ای) شاخه شاخه شده و چند پاره است. بعضی از روان شناسان بر کارکردهای « شناختی» تاکید دارند، بعضی به نیروی‌های ناهوشیار علاقه منداند و دیگران با رفتار آشکار یا با فرآیندهای «فیزیولوژیکی و شیمیایی» سروکار دارند. و به نظر می‌رسد این رویکردها با هم وجه اشتراک زیادی نداشته باشند، جز این که همه آنها علاقه‌مند به «ماهیت انسان» هستند.

در این میان تنها چارچوبی که این زمینه‌ها و رویکردها مختلف را به هم پیوند می‌زند و آنها محتوای منسجمی می‌دهد «‌تاریخ» آنهاست : یعنی
تکامل روانشناسی به عنوان یک نظام علمی مستقل. تنها با بررسی خاستگاه‌های روان شناسی و مطالعه تحول آن در طی زمان است که می‌توانیم ماهیت روان شناسی به عنوان یک نظام علمی مستقل ماهیت روان شناسی امروز را به وضوح درک کنیم.

در کنار آن تاریخ روان شناسی به خودی خود «داستانی جذاب» است، که در آن صحنه‌هایی از نمایش‌های انسانی ، تاثرآور ، قهرمانی ، انقلاب و حتی با سهمی از امور جنسی و
مواد مخدر (سو مصرف مواد) به چشم می‌خورد. حرکتهای نادرست ، اشتباهات و سو تفاهم‌ها همواره وجود داشته‌اند، اما همواره تحولی روشن وجود داشته است که روان شناسی معاصر را شکل داده‌ است و تبینی برای غنای فعلی آن فراهم آورده است.
+ نوشته شده توسط سرگروه در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 21:0 |

نقش راهنما و مشاور در آرامش روان

 

 

بشناس قدر خويش كه پاكيزه تر زتو                        دُرّي نداد پرورش آبگون صدف

عمر تو گنج  و هر نفس از وي يكي گوهر                گنجي چنين لطيف مكن رايگان تلف

 

راهنمايي و مشاوره ، كمك و ياري كردن به فرد است تا بتواند با علم و اطلاع ، تصميمات درست بگيرد.

راهنمايي ، تفكر درباره اين مطلب است كه چگونه مي توان به انسان كمك كرد تا به درجه كمالي كه لايق آن است برسد. انسان ها به مثابه ي صندوق رمزند، گشودن كتاب روح و جلب همكاري آنها بيش از هر چيز آگاهي و ظرافت مي خواهد.

هدف راهنمايي آن است كه انسان به يك نيروي خلاق تبديل شود. زيربناي حيات انسان انديشه است و دانشگاه كارخانه انسان سازي ، كانون فرهنگ سازي ، انديشه سازي و توليد علم است . جامعه اي كه مي خواهد زنده بماند بايد مدام دگرگون شود و براي پرسش هاي تازه ي بي شمار، پاسخ هاي لازم را بيابد.

امروز هنر استاد ، ايجاد طلب است در دانشجو نه پاسخ به طلب ؛ تشنه كردن ذهن است نه سيراب كردن ؛ ايجاد نياز است نه پاسخ به نياز؛ نامتعادل ساختن ذهن است نه سيراب كردن ؛ طرح مسئله است نه حل مسئله و تلاش براي به انديشه واداشتن است نه آموزش انديشه ها.

 

آب كم جو ، تشنگي آور به دست                               تا بجوشد آبت از بالا و پست

در طلب زن دائما تو هر دو دست                             كه طلب در راه نيكو رهبر است

 

سمت و سو و مسير كار راهنمايي و مشاوره نيز بايد چنين باشد. مهمترين كارمشاور اين است كه اميد و شوق و توانايي مراجعه كننده  را برانگيزد . جوان را ياري كند تا مشكلات خويش را روشن ترببيند و از اين راه به او كمك نمايد.

 

 

نتيجه راهنمايي و مشاوره تحقق بخشيدن به مسير تكامل و سلامت رواني افراد است، كمك به شناخت نقاط قوت و ضعف فرد است. انسان همان چيزي است كه باور دارد و راهنمايي ، ياري به فرد  است كه اين باور، درست باشد. موفقيت انسان به عوامل خارجي مربوط نيست ، به خود او مربوط است. اگر ما بتوانيم پندار فردي و پندار اجتماعي از خود را درست كنيم ، درپيشرفت كارمان مؤثر خواهد بود.

روش هاي رفتاري، نسخه هاي از پيش تعيين شده نيستند كه براي هركسي و هر مشكلي بتوان آن را تجويز كرد، بلكه نوع روشها را درموقعيت هاي خاص و منحصر به فرد بايد خلق و ابداع كرد و هيچ فرمول از پيش تعيين شده اي كه بتوان به صورت قالبي براي اصلاح و يا تغيير رفتار از آن سود جست، وجود ندارد . هميشه مسئوليت تغيير به عهده مراجعه كننده است نه مشاور، زيرا تغيير بايد از درون مراجعه كننده  برانگيخته شود نه از بيرون.

براي موفقيت در كار مشاوره به دو مسئله بايد توجه كرد:

1- ايجاد روحيه خود باوري

كساني كه درباره خود احساس خوبي دارند نتايج خوبي را عرضه مي كنند. امام علي (ع) كه از برترين  مخلوقات آفرينش است و زواياي ژرف وجود آدمي را به خوبي مي شناشد درباره انسان فرموده :

آيا مي پنداري موجود كوچكي هستي در حالي كه در وجودت جهان بزرگي نهفته است.

 

 

بسياري از نيروهاي دروني آدمي ناشناخته مانده و ازقوه به فعل درنيامده است. طبق بررسي هاي منتشر شده ، هر انساني تنها پانزده درصد استعداد نهايي خود را به كار مي گيرد. اگر از بيست درصد استعدادهايمان استفاده كنيم همگي نابغه خواهيم شد.

بدشانش كسي است كه استعدادهايش را باور ندارد. انسان موفق هيچ وقت آرزو نمي كند جاي كسي ديگر باشد. او بقچه استعدادهايش را در آغوش مي گيرد و در مسيركار و تلاش قدم مي گذارد. به استقبال سختي مي رود تا تمرين استقامت كند، از تن پروري و راحت طلبي گريزان است. از نظر او موفقيت معادل پيروزي نيست بلكه نفس مبارزه با سختي ها براي او حكم موفقيت را دارد.

مشاور هرگز نبايد اشتباه يا حتي خطاي مراجعه كننده  را به رخش بكشد. انسان فقط به قوت هايش انسان است و جوان هميشه بايد تصوير مثبتي به عنوان يك انسان با ارزش از خود داشته باشد و بداند انسان تنها مجموعه اي از آن چه دارد نيست بلكه مجموعه اي است از آن چه ندارد و مي تواند داشته باشد.

2- اعتماد به نفس

به بيان ساده اعتماد به نفس يعني اين كه فرد مطمئن باشد از عهده رويارويي با موقعيت هاي گوناگون بر مي آيد دراينجا مشاور با سه صورت مواجه مي شود:

الف – وقتي فرد واقعاً از عهده رويارويي با موقعيت ها برمي آيد. ( اعتماد به نفس واقعي)

ب – هنگامي كه فرد از توانايي مقابله با رويدادها بي بهره است، ليكن به غلط  بر اين باور است كه توانايي آن را دارد . ( اعتماد به نفس كاذب )

ج- وقتي فرد در واقع ازعهده رويارويي با مسائل مي تواند برمي آيد ، اما اين عقيده نادرست را دارد كه نمي تواند. ( نداشتن اعتماد به نفس)

به همان اندازه كه نداشتن اعتماد به نفس ناخوشايند است ، اعتماد به نفس كاذب هم خطرناك است. زيرا ممكن است خطراتي را براي فرد و ديگران پديد آورد.

وظيفه مشاور است كه توانايي مراجعه كننده  را در هر يك از موارد ، جداگانه ارزيابي نمايد و توانايي واقعي را در فرد به وجود آورد . اعتماد به نفس درهمه ي امور كارساز است. انسان چيزي است كه مي خواهد و مي تواند باشد. راهنما و مشاور رسالت دارد تا مراجعه كننده  به گونه اي شود كه سعي  كند واقعاً با روحيه قوي ، فرمانده كشتي خودش باشد.

انسان هاي اميدوار كلمه " پايداري " را بهتر از ديگران معني مي كنند. متأسفانه جوان امروز بعضاً بي هيچ تأمل و حتي شتابزده بر همه چيز و همه كس مي تازد و به نقد، توهين و تهمت مي پردازند و هر زمان هم كه اشتباه او را  يادآور مي شوند فرياد از نبود آزادي و درك نكردن نسل امروز سر مي دهد.

اينجا نقش راهنما و درايت و صداقت او مي تواند موثرو سودمند باشد مخصوصاً در مشاوره هاي گروهي مي توان اين اعتماد را در جوان به وجود آورد.

بايد ديدها را وسعت دهيم . با نگاه هاي كوچك نمي شود حقيقت را درك كرد. هيچ صيادي در جويبار حقيري كه به گودالي مي ريزد مرواريد صيد نخواهد كرد . درد انسانيت همين نارسيدن ها و كوچك ماندن هاست.

 

 

توجه داشته باشيم كه مشاور بازپرس نيست تا حقايق را كشف نمايد ، بلكه او سعي مي كند امور و اشياء را همان طوري مشاهده كند كه مراجعه كننده  مي بيند . مهم نيست كه سرگذشت زندگي مراجعه كننده را به طور كامل و منظم به دست آورد و در پرونده ضبط كند بلكه دقت او معطوف به ياري كردن مراجعه كننده است تا حالات و افكار، احساسات و عواطف، نگراني ها و ادراكات خود و دنيايش را بيان نمايد .

اطلاعات فرد از جهان و خود آگاهي او، عزت نفس، احساس ارزش در چشم ديگران ، درجه تفاهم با والدين و به طور كل با نسل قبل و از همه مهم تر اين احساس كه زندگي معنايي دارد و آينده  فرد از اهميت برخوردار است بر شكل گيري هويت جوان تأثير مي گذارد و مهمترين وظيفه ي مشاورِ با درايت و مجرب، همدلي و هم زباني با مراجعه كننده  و نشان دادن راههاي اين تأثيرگذاري است.

مشاور و راهنما بايد علاقه ، محبت و عاطفه را در مراجعه كننده  برانگيزد و نگذارد مجراي انديشه ها بسته شود. مدل هاي خوب به جوان عرضه كند كه مدل سازي، راه بهروزي است ؛ يعني اگر كسي در جهان به هدفي رسيده كه مطلوب است همه مي توانند به همان هدف برسند به شرط آن كه حاضر باشند بهاي آن را به صورت وقت و تلاش و استقامت بپردازند.

" ياس و ناميدي" را كه متأسفانه اين روزها در جوان ها مشاهده مي شود با ارائه الگوهاي رفتاري مناسب دور كند و آنها را با اين فكر آشنا نمايد كه : هر كس تا آخرين لحظه حيات فرصت دارد همه اشتباهات خود را جبران نمايد.

و بالاخره هدف نهايي راهنما و مشاور ايجاد آرامش رواني در مراجعه كننده  ، اميد نسبت به آينده و نشاط و شادابي او است.

+ نوشته شده توسط سرگروه در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 20:58 |

عملکرد بهداشت روانی

عملکرد بهداشت روانی در سه  زمینه پیشگیری، درمان و بازتوانی صورت می گیرد:

 الف - پیشگیری : عملکرد پیشگیری در بهداشت روانی در سه سطح صورت می گیرد.

پیشگیری سطح اول: هدف آن این است که چه کنیم و چه راههایی را در پیش گیریم که مبتلا به بیماری و یا مشکل روانی نشویم.

پیشگیری سطح دوم: هدف این است که در صورت بروز اختلال، تشخیص و اقدام فوری و به موقع صورت گیرد تا عارضه ایجاد شده شدت نیابد.

پیشگیری سطح سوم: هدف این است که اقداماتی بعمل آید تا نه تنها اختلال بازگشت نداشته باشد بلکه به فرد کمک شود تا از تواناییهای باقیمانده اش حداکثر استفاده را ببرد.

ب - درمان: بیماری های روانی انواع مختلف دارد و هر بیماری درمان خاصی را می طلبد: دارودرمانی، روان درمانی، محیط درمانی

1

شرایطی که باعث تسهیل درمان بیماریهای روانی می گردد: 1 - مدت زیادی از شروع بیماری نگذشته باشد 2 - انگیزه قوی برای بهبودی داشته باشد. 3 - فعالیت و کوشش فرد برای برطرف نمودن بیماری زیاد باشد.

ج - توانبخشی: هدف آن است که درمانگر، ضمن اقدام در از بین بردن اختلالات، توانمندیهای از دست رفته فرد را به وی بازگرداند تا بتواند به طور مؤثر به زندگی خود ادامه دهد.

نقش مقاومت روانی در پیشگیری از اختلالات روانی

1 - ایمان به خدا و داشتن اعتقادات دینی قوی

2 - انعطاف پذیری (استفاده از نظرات و تجربیات مفید دیگران)

3 - سرگرم بودن (فعالیتهای مثبت و مناسب)

4 - فعال بودن و کارکردن

5 - امیداوری

6 - داشتن هدف

7 - داشتن حمایتهای خانوادگی - اجتماعی

8 - تسلط داشتن به زندگی خود، ضمن رعایت معیارهای اخلاقی و اجتماعی

چگونه به بهداشت روانی خود کمک کنیم؟

2

1 - دریابید که در چه زمینه هایی آسیب پذیر هستید. شاید در مواقعی که مجبورید مثلا در برابر همکلاسیهای خود سخن بگویید یا به پاسخ درس بپردازید، به شدت      مضطرب می شوید. به جای این فکر که همه منتظرند دهان باز کنم تا از من ایراد بگیرند، به این فکر بیفتید که اصولاً باید در این گونه موارد هیجانی و مضطرب باشید چون کمتر کسی پیدا می شود که بخواهد در مقابل جمع حرف بزند و اضطراب نداشته باشد، شاید نداشتن اضطراب در مقابل جمع، غیرعادی باشد.

- برنامه ریزی دقیق در زمینه فعالیتها نیز می تواند از احساس درماندگی جلوگیری کند، مثلا هر گاه برای رسیدن به کلاس درس، نگران دیررسیدن هستید، وقت بیشتری به آن اختصاص دهید . در حقیقت به این طریق، یکی از علل فشار روانی خود را از بین برده اید.

2 - به موقع از دیگر کمک بخواهید، برخی مشکلات را به تنهایی نمی توان حل کرد، میل کمک خواستن از دیگران، خود مؤید پختگی عاطفی شخص است نه نشانه ضعف و ناتوانی وی. اگر در حل مشکلاتتان، پیشرفتی ندارید و احساس ناتوانی می کنید، از روان شناسان، مشاوران، مربیان و خصوصاً والدین خویش کمک بگیرید.

3 - مطالعه احوال و سرگذشت بزرگان و اولیاء خدا و همنشینی با صالحان و نیکوکاران: با بررسی زندگی روزانه و عادی خود می بینیم که بسیاری از شیوه های                     

3

 


زندگی خود را با مشاهده آموخته ایم. علت آن هم خاصیت نقش پذیری شدید انسان است یعنی افراد به شدت از الگوهای اطراف خود تأثیر پذیرفته و به شکل آنها درمی آیند. پس چه بهتر که از انسانهای صالح و شایسته نقش بپذیرند تا به مراتب عالی تری از کمالات روحی برسند.

4 - استعدادها و رغبتهای خود را بپرورانید: امروزه در برنامه های آموزشی، فرصتهایی برای کودکان و نوجوانان فراهم آمده است تا استعداد های خود را در بسیاری از زمینه ها مانند ورزش، علایق تحصیلی، هنر و انواع حرفه ها بیازمایند و احساس شایستگی ناشی از دست یافتن به مهارتها، نقشی عمده در بالابردن عزت نفس و احترام به خود دارد.

5 - بررسی عوامل رفتارهای نامطلوب و کوشش در حذف آنان: شرایطی که رفتار نامطلوب در آن رخ
 می دهد را شناسایی و عوامل ایجاد کننده آن را بررسی کنیم.

رهنمودهای اساسی برای  بهداشت روانی نوجوانان:

1 - آشنایی با خصوصیات و ویژگیهای دوره بلوغ جهت برخورد صحیح با تغییرات این دوره

 

4

 2 - تغذیه : از آنجا که نوجوان در حالت رشد و تکامل به سر می برد و بخشی از این رشد مربوط به نوع تغذیه است، داشتن برنامه خاص غذایی کمک می نماید تا تعادل و انرژی جسمی و روانی خود را بنحو احسن برآورده و حفظ نماید.

3 - ورزش : بسیاری از تعارضات و تضادهای درونی فرد که برای او تولید اضطراب می کند از طریق برنامه ورزشی مناسب می تواند تخلیه گردد. ورزش مقاومت روانی را بالا برده، به سوخت و ساز بدن نیز کمک می نماید.

4 - استفاده از نکات مثبت: نوجوان تمایل به جلب توجه دیگران دارد.حال ممکن است نوجوانی راه درست آن را ندانسته، به طریقی منفی جلب توجه نماید مثل دانش آموزی که در کلاس با صحبتهای پراکنده و نامربوط باعث خنده و شوخی دیگران شده و حواس دیگران را از توجه به درس، به صحبتهای خود معطوف می دارد. که بهتر است از استعدادها و توان خود بهره گرفته و با ابتکار و خلاقیت و موفق بودن در درس... نظر دیگران را به خود جلب نماید.

5

5 - نحوه صحیح انتخاب دوست: لازم است در این زمینه از تجارب ارزنده والدین کمک گرفته و الگوهای پسندیده برای همانند سازی برگزید.

 

 

هفته بهداشت روانی گرامی باد

 

شعار سازمان بهداشت جهانی در سال 2007

 

آینده ای مطمئن تر

با سرمایه گذاری در سلامت

 

Invest In Health Build a Safer Future

 

سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی

مدیریت آموزش و پرورش شهرستان گناباد

گروههای آموزشی

گروه آموزشی مشاوره و روان شناسی

مقطع متوسطه

سال تحصیلی 87 - 1386

+ نوشته شده توسط سرگروه در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 20:49 |